تبليغاتX
کانون عاشقان امام مهدی عج
میلاد مولود کعبه و روز ÷در بر شیعیان علی (ع) مبارک باد.
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 88/04/16 و ساعت 1:8 |

باز هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده                     
درد این بی خبری بی حد و اندازه  شده
باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم                     
باز از دوری تو خسته و درمانده شدم
باز هم جمعه شد و از تو خبر نشنیدم                           
باز از بی خبری های دلــــم  نالــیدم

باز هم درد فراقـت   کـمرم را خم  کرد                        
باز  دوری  تو چشمان مرا پر نم  کرد
باز  هم جمعه شد و چشم به در منتظرم                       
شاید  آورد صبا از مه رویت  خبرم

 شعر از : خانم سمیه ثابت قدم

Image and video hosting by TinyPic

التماس دعا

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 88/04/05 و ساعت 3:53 |
رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. پیامبراكرم صلوات الله علیه فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود. اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

پیامبر اكرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید.
" التماس دعا"
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 88/04/05 و ساعت 3:36 |

علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/09/27 و ساعت 14:36 |

نیمه شعبان

میلاد یگانه منجی عالم بشریت

بر عاشقان مهدی

مبارکباد

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/05/26 و ساعت 1:48 |

چهره گل باغ و صحرا را گلستان میکند


دیدن مهدی هزاران درد درمان میکند


مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار


من گلی دارم که عالم را گلستان میکند

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/05/26 و ساعت 0:32 |

یا ابا صالح المهدی ادرکنی

 

عزیز بی قرینه کی می آیی کی می آیی؟

 

شفای زخم سینه کی می آیی کی می آیی؟

 

عزیزم مادرت چشم انتظاره کی می آیی؟

 

ســـحر خیز مدینه کی می آیی کی میآیی؟

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/05/26 و ساعت 0:12 |

ولادت حضرت امام حسین (ع)ـ روزپاسدار 

 

ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)ـ روز جانباز

ولادت حضرت امام زین العابدین ـ روز خبرنگار

 

بر عموم عاشقان مهدی (عج) مبارک باد.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/05/15 و ساعت 23:11 |

الهم لولیک الفرج

السلام علیک یا صاحب الزمان

ای زیباترین نام ای عطر بهشتی ای یوسف زهرا 

 ای که عاشقانت را دیوانه یه نگاه کردی

 فقط یه نگاه

هزار جمعه بیایم بدیدنت تو نیایی      دوباره باز می آیم چه بیایی چه نیایی

چگونه من بتوانم قرار گیرم صبح     چگونه صبر کنم من ز دست تنهایی

شعر از: میرحمید بختیاری - مدیر وبلاگ

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/05/09 و ساعت 0:57 |
 سالروز مبعث پیامبر بزرگ خدا، حضرت محمد مصطفی (ص) را به همه دوستان تبریک عرض می کنم
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/05/09 و ساعت 0:26 |

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار یا محول الحول و الاحوالیا مدبر اللیل و النهارحول حالنا الی احسن الحال

 

سال ۱۳۸۷ بر تمام شیعیان جهان مبارک باد

 

برادران و خواهران عزیز 

بیاییم در سال جدید صبح روز های جمعه

دلهایمان را با ۲ رکعت نماز حاجت برای تعجیل در فرج ظهور آقایمان امام مهدی نورانی کنیم   

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 87/01/01 و ساعت 16:17 |
اهل سنت در اكثر اعتقادات مهدوی با شیعیان هم عقیده هستند و تنها اختلافشان درباره سال تولد و مسئله غیبت حضرت حجت است.
‌ برخی تصور می كنند كه اعتقاد به مهدی منتظر، ویژه شیعیان است در حالی كه اصل این عقیده از نظر اهل سنت با شیعه همسان بوده و بین این دو فرقه از حیث بشارت های پیامبر (ص) راجع به ظهور آن حضرت و ماموریت جهانی وی و درباره شخصیت برجسته و مقدس آن بزرگوار و حتی نشانه های ظهور و ویژگی های انقلاب او تفاوتی وجود ندارد.
تنها فرقی كه در این مورد وجود دارد این است كه ما شیعیان او را امام دوازدهم به نام محمد بن حسن عسكری (ع) و متولد به سال ۲۵۵ هجری می دانیم و بر این عقیده هستیم كه خداوند عمر او را همچون عمر خضر (ع) طولانی نموده و او اكنون زنده و غایب است، تا خداوند هر زمان اراده فرماید ظهور خواهد كرد.
این در حالی است كه اغلب دانشمندان اهل سنت می گویند هنوز متولد نشده و غایب نیست بلكه بزودی متولد خواهد شد و به آنچه پیامبر (ص) بشارت داده جامه عمل می پوشاند و عده كمی از آنان در مورد ولادت و غیبت او با ما هم عقیده اند.
اصالت اعتقاد به حضرت مهدی (ع) از دیدگاه اصل سنت از آنجا روشن می گردد كه روایات فراوانی در منابع و اصول روائی و اعتقادی آنها و نیز فتاوا و آرای دانشمندان و تاریخ علمی و سیاسی آن در خلال نسل های گذشته وجود دارد كه كه گواه براین عقیده است .
بنابراین حركت هایی كه از سوی مدعیان مهدویت در جوامع اسلامی اهل سنت رخ داد مانند جنبش مهدی سودانی در قرن گذشته و حركتی كه در آغاز این قرن در حرم مكه اتفاق افتاد و جنبش هایی كه اندیشه های مهدویت را به شكل آشكاری نشان می داد، مانند ((جنبش جهاد و هجرت )) در مصر و حركت های مشابه آن، كه در اثر بوجود آمدن خلاء فكری و یا تحت تاثیر تفكرات شیعی ، درباره حضرت مهدی (ع) آنگونه كه برخی تصور می كنند، پدید نیامد.
شمار راویان احادیث مربوط به حضرت مهدی (علیه السلام ) از صحابه و تابعین اهل سنت كمتر از راویان شیعه نیست همچنین است اشخاصی از آنان كه روایات یاد شده را در اصول و مجموعه ای احادیث، تدوین نموده و كسانی كه دارای تالیفات ویژه ای در این زمینه می باشند.
 
تحلیل: خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/11/28 و ساعت 20:16 |
مهدویت حقیقتی انگار ناپذیر است به طوری كه گاه بعضی از دانشمندان اهل سنت بدان اعتراض كرده اند خردمندی از میان خودشان به او پاسخ داده است.
اعتقاد به مهدویت از جمله حقایق و ذخائری است كه خداوند افتخار آن را به دیم مبین اسلام عطا فرموده است از این رو دانشمندان و بزرگان هردو مذهب اهل تسنن و تشیع در شرایطی كه بدان حمله ای صورت گرفته به دفاع برخواسته اند.
ابن خلدون، از دانشمندان قرن هشتم و صاحب تاریخ معروف در مقدمه تاریخ خود می گوید: بدان كه بین همه مسلمانان مشهور است كه با گذشت روزگاران ناگزیر در آخر زمان مردی از اهل بیت ظهور می كند كه دین را یاری و عدالت را آشكار می سازند و مسلمانان از او پیروی می كنند وی بر ممالك اسلامی استیلا می یابد و مهدی نامیده می شود و خروج دجال و حوادث پس از او كه از نشانه های مسلم قیامت است بعد از ظهور وی اتفاق می افتد و عیسی بعد از فرود می آید و دجال را می كشد و یا همزمان با ظهور مهدی فرود می آید و او را در كشتن دجال یاری می نماید و در نماز به مهدی اقتدا می كند. (۱)
آنگاه ابن خلدون بیست و هفت روایت را كه درباره مهدی (ع) آمده است مورد بررسی قرار می دهد و در مورد برخی از روایان آن انتقاد می كند و در پایان مناقشات خود، این عبارت را می آورد. این است همه روایاتی كه راویان در شان مهدی (ع) و ظهور وی در آخر زمان آورده اند، و چنانكه ملاحظه نمودی بجز اندكی، بقیه خالی از نقد و انتقاد نیست.(۲)
سپس برخی از آرای اهل تصوف را درباره مهدی منتظر مورد نقد و بررسی قرار داده و آنگاه بحث خود را با این گفتار پایان می دهد.
و حقیقتی كه شایان ذكر است اینكه هیچ دعوتی نسبت به دین و حكومت كامل نمی شود مگر با وجود قدرت و حمایت قبیله ای كه از آن پشتیبانی و دفاع كنند تا آنكه امر خدا در آن آشكار گردد. و این مطلب را قبلا بیان كردیم و با براهین قطعی نشان دادیم كه همبستگی شدید فاطمی ها و حتی قریش در سراسر جهان بكلی متلاشی شد و ملت های دیگری پیدا شدند كه تعصبی بالاتر از تعصب قریش داشتند مگر گروهی از طالبیان از جمله بنی حسن و بنی حسین و بنی جعفر كه در سرزمین حجاز در مكه و ینبع در مدینه باقی ماند و در آن شهرها پراكنده اند و بر آن نقاط غالب هستند، آنها دسته هایی هستند كه از لحاظ وطن و حكومت و راءی و عقیده بصورت متفرق و پراكنده بسر می برند و شمار آنان به هزاران تن می رسد. بنابراین چنانچه ظهور این مهدی صحیح باشد دلیلی برظهور و دعوت او وجود ندارد مگر آنكه از ایشان باشد و خداوند دلهای آنان را در پیروی از وی به یكدیگر الفت و پیوند دهد تا با قدرت تمام و حمایت كامل به ابراز دعوت خود بپردازد و مردم را به پذیرفتن آن وادار سازد اما به غیر این روش ، مانند اینكه فردی فاطمی در گوشه ای از جهان بدون حمایت و پشتیبانی (فاطمی ها) و بدون قوت و قدرت و صرفا به خاطر انتساب به اهل بیت دست به چنین دعوتی بزند، نمی تواند موفق باشد.(۳)
با اینكه ابن خلدون اعتقاد به حضرت مهدی (ع) را بطور قطع رد نكرده اما آنرا بعید دانسته و در تعدادی از روایات آن مناقشه می كند، دانشمندان نظرات وی را در این مورد و نسبت به یك عقیده اسلامی كه روایات مربوط به آن مستفیض و متواتر است، ناروا و انحرافی دانسته اند و او را بدین گونه مورد سرزنش قرار داده اند كه او مورخ است و تخصصی در روایت ندارد تا شایستگی این را داشته باشد كه آن را مورد جرح و تعدیل و اجتهاد قرار دهد.
بزرگترین نقدی كه در پاسخ او نوشته شده است كتاب "الوهم المكنون من كلام ابن خلدون" از دانشمندان محدث "احمد بن صدیق مغربی" است با بیش از یكصد و پنجاه صفحه كه مؤلف مقدمه‌ای مفصل بر آن نوشته و نظریات راویان حدیث را كه در صحت و تواتر روایات مربوط به حضرت مهدی است در ضمن مقدمه آورده و سپس ‍ اشكالاتی كه بوسیله ابن خلدون به سندهای بیست و هشت روایتی را كه او ذكر كرده است یك به یك مورد نقد و پاسخگویی قرار داده و آنها را بی اساس و ضعیف دانسته آنگاه روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) را تا یكصد روایت كامل كرده است.

پی نوشت:
۱- مقدمه ابن خلدون، چاپ ، داراحیاء التراث العربی، ص ۳۱۱
۲- همان، ص ۳۲۲
۳- همان، ص ۳۲۷. برگرفته از كتاب عصر ظهور
تحلیل: خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/11/28 و ساعت 20:15 |
امام زمان (عج) نماینده خاتم الانبیاست و حضرت عیسی(ع) به جهت بزرگی و عظمت پیامبر باید نماینده حضرت محمد(ص) اقتدا كند.
حضرت عیسی(ع) و امام مهدی(عج)، هر دو پیشوا می باشند. یكی پیغمبر و دیگری امام. اگر آنها در محلی اجتماع كنند و امام سمت پیشوایی پیدا كند، در واقع نسبت به پیامبر مقتدا و پیشواست.
خبرگزاری شبستان: درباره ظهور حضرت مسیح (ع) و یكی از مهم ترین اتفاقات آخر الزمان یعنی نمازگزاردن ایشان پشت سر حضرت ولی عصر(عج) احادیث متعددی ذكر شده است. از جمله حدیثی كه از پیامبر اكرم(ص) روایت شده است.
پیامبر دراین باره می فرماید: امام جماعت باید پیشوای جماعت باشد، اگر دو نفر مساوی بودند، آن كه عالم تر است و چنانچه هر دو در علم مساوی بودند، آن كه فقیه تر است و اگر هر دو نفر مساوی بودند، آن كه سابقه ی دینی اش بیشتر است، چنانچه هر دو از لحاظ سابقه مساوی بودند، آن را كه خوش صورت تر است باید مقدم داشت و با او نماز گزارد.
حضرت عیسی(ع) و امام مهدی(عج)، هر دو پیشوا می باشند. یكی پیغمبر و دیگری امام. اگر آنها در محلی اجتماع كنند و امام سمت پیشوایی پیدا كند، در واقع نسبت به پیامبر مقتدا و پیشواست.
از این رو امام، برتر از مأموم یعنی حضرت عیسی(ع) است كه پشت سر وی نماز می گزارد.
اما درباره جهاد عیسی(ع) در ركاب امام زمان(ع) باید دانست كه جهاد عبارت است از جان دادن در راه خدا به فرمان كسی كه برای خدا می جنگد. از طرفی امام در میان امت اسلام، نماینده پیامبر(ص) و برای حضرت عیسی(ع) جایز نیست كه بر خاتم پیامبران، پیشی بگیرد، همچنین بر نماینده او نیز نمی تواند مقدم باشد.
از حافظ بن ماجه قزوینی نقل شده: امّ شریك، دختر ابی عسكر عرض كرد: یا رسول الله! در آن روز قوم عرب كجا هستند؟ فرمود: عرب در آن روز عده كمی هستند كه بیشترشان در بیت المقدس می باشند.
امام آنها هر صبح با آن ها نماز می خواند، چون عیسی فرود آید، امام آن ها به عقب برگشته تا عیسی جلو آمده و با مردم نماز گزارد، ولی عیسی دست خود را روی شانه های او می گذارد و می گوید: بایست تا ما با شما نماز بگزاریم.
 
تحلیل: خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/11/28 و ساعت 20:12 |
دنیا به پایان نخواهد رسید تا وقتی كه خداوند مردی را از دودمان امام حسین(ع) مبعوث فرماید و كیفر بنی امیه را بدهد.
امویان با ایجاد خفقان و بدعت در دین كار را به جایی رسانده بودند كه دیگر نشانی از اسلام نبوی نمانده بود. امام حسین(ع) در دوران یزید برای ایجاد بستر مناسب اقدامات متعددی را رهبری می كردند از جمله معرفی حضرت قائم و كسی كه در آینده اسلام ظهور خواهد كرد و جهان را به آرزوی دیرینه خود خواهد رساند.
حضرت در باب معرفی حضرت مهدی(عج) می فرماید: در نهمین فرزند من سنتی است از یوسف و سنتی است از موسی بن عمران . اوست قائم ما اهل بیت.(۱)امام حسین (ع) در حدیثی دیگر دراین باره می فرماید: قائم این امت، نهمین فرزند من است كه غیبت خواهد داشت.
حضرت درباره حتمی بودن تحقق این واقعه مهم می فرماید: اگـر از عـمـر دنـیـا فقط یك روز باقی بماند، خدا آن روز را طولانی خواهد كرد تا مـردی از فـرزنـدان مـن قـیام كند و زمین را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد.
سالار شهیدان درباره احقاق حق حضرت ولی عصر از قاصبان خلافت و بدعت گزاران در دین نیز سخنانی فرموده اند. روزی حضرت بـر حلقه ای از بنی امیه، كه در مسجد پیغمبر نشسته بودند، گذر كرد و فرمود: دنیا به پایان نخواهد رسید تا وقتی كه خداوند مردی را از دودمان من مبعوث فرماید و كیفر شما را بدهد.
 
خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/11/28 و ساعت 20:10 |
هر كس حضرت مهدی(ع) را تكذیب كند كافر شده است چرا كه تكذیب مهدی مساوی با تكذیب خدا و تكذیب خدا كفر است.
تكذیب هر یك از حجت های الهی، به این منزله است كه این فرد، خدا را قبول ندارد و قبول نداشتن خدا كفر مطلق است؛ زیرا كسی كه خدا را قبول داشته باشد، باید امنا و حجت‌ها و فرستادگان او را نیز بی چون و چرا بپذیرد و اطاعت نماید، چون صحیح نیست كه خدا را به الوهیت و معبودیت بپذیرد، اما از عبودبت و بندگی او سر باز زند.
رسول خدا (ص) درباره كسی كه قائم آل محمد حضرت مهدی(ع) را تكذیب كند می فرماید:"...من كذب بالمهدی فقد كفر؛(۱)هر كس مهدی را تكذیب كند، به یقین كافر شده است."زیرا تكذیب مهدی مساوی با تكذیب خدا و تكذیب خدا كفر است.
امام سجاد (ع) در حدیثی دیگر درباره منكرین امامان می فرماید: "...و من ابغضنا و ردنا اورد و احدا منا ، فهو كافر بالله وبایاته ؛(۲) هركس به ما بغض ورزد و ما و یا یكی از ما را رد نماید، پس او به خدا و آیاتش كافر شده است."
ابان بن تغلب می گوید: به ابی عبدالله (ع) عرض كردم: "من عرف الائمه و لم یعرف الامام الذی فی زمانه، اهو مومن ؟ قال: لا. قلت: مسلم؟ قال: نعم؛(۳)
هر كس همه امامان را بشناسد، ولی امام زمان خود را نشناسد، آیا او مومن است؟ فرمود: نه. گفتم مسلمان است؟ فرمود بلی."
 
منبع: خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/11/28 و ساعت 20:8 |
یا حسین:

تو چه کرده اي که هنوز از پس از قرن‌ها، نام تو در اهتزاز است و شرح خون تو، تفسير آيه هاي نازل نشده خداوند است؟ تو چه کرده‌اي که خروش عاشقانه عارفان از خيال نام تو جان مي گيرد و فرياد بيداري بي قراران از طلب عشق تو آغاز مي‌شود؟ تو چه کرده‌اي که سوداي سلام بر تو در قلب من غوغا مي‌کند و دلم از تکرار نام تو شور مجنوني آن بالا مي‌گيرد؟

تو چه کرده‌اي که پيشاني ها در سجاده نام تو به سجده مي افتند و قلب‌ها در قنوت‌هاي عاشقانه شان، پيش تو مي شکنند؟ تو چه کرده اي که آب‌ها سلام تو را سر مي کشند و رودها رواني سرمستانه‌شان را قبله نام تو سيلان مي کنند؟ تو چه کرده اي که باران بر تو نمي بارد و در خويشتن خويش سوگوار قطره‌هاي اشک توست. باران از تو خجالت زده است که آن ظهر نباريد. قطره هايش، اشکهايش، حالا بر زمين تو سوگوارانه فرو مي افتند و از شرم در خاک فرو مي روند.

تو چه کرده اي که هنوز من، وقتي براي تو مي نويسم آن بغض‌هاي پنهانم پيدا مي شوند و آفتاب جمال تو را مي بينم که با چشم‌هاي شگرفت به زمين نور مي پراکني. تو چه کرده اي که آسمان هم نمي دانم تا کي غروب‌هاش را به ياد تو سرخ مي‌آرايد؟ اي مسيح جاودانه من! بي تو بهار نمي‌آيد و لاله داغدار نمي شود! و زمين حجم اندوه را تجربه نمي‌کند. من بي تو بهانه ندارم، يک حرف عاشقانه ندارم، ساده بگويم، حرفي براي گفتن ندارم!

عاشورا، راز زنده ماندن حقيقت است. براستي که هيچ حادثه اي اندوهبارتر از اندوه عاشورايي در رساندن مفهوم حقيقت به انسان نيست. اين حقيقتي روشن است که سوزناکي غم هاي عاشورا پايان ناپذير است. اندوهباري اين مصيبت از آنجاست که ناکسان تير بر خورشيدي مي افکندند که او خود نه براي خويشتن که براي همه مي تابيد حتي بر آنان، آن‌ها که شمشيرهاي نادانيشان را بر شعاع نورهاي او مي کشيدند.

مرثيه عاشورا، مرثيه دردناک انسان است. پايندگي اين سوگ به پايندگي آدميت است.انسان در سوگ خود مي نشيند تا مرثيه از دست رفتن همه کرامت را بسرايد و بار ديگر چشم بگشايد و بيدار کند و بيدار بماند که همه ارزش‌هاي انساني از تيررس نامردي‌ها در امان باشد. عاشورا تذکره بزرگ اهل حقيقت است. گردش وسماعي است در حريم حرم عشقي آن چنان پاک که هيچ جنون عاشقانه‌اي به آن نمي رسد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/29 و ساعت 16:46 |

بوي محرم که به مشام مي‌رسد، عالم رنگي ديگر مي‌گيرد. قلب‌ها تندتر از هر زمان و محزون‌تر از هميشه مي‌تپد و ميل به سوگ نشستن مثل خون دررگ‌ها مي‌دود و آن وقت، درچشم بر هم زدني پرچم‌هاي سياه در گوشه گوشه شهر و ديار ما به اهتزاز در مي‌آيد و همه جا رنگ ماتم به خود مي‌گيرد.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني http:// /shiashenasi.parsiblog.com آمده است: عشق به حسين دليل نمي‌خواهد، انگار خاک و گل ما را با محبت او سرشته اند.

هنگامي که به خيل سياه پوشان عزاداري که زير خيمه حسين (ع)،به سينه زني، نوحه خواني و.. مشغولند نگاه مي کني همه را حاضرمي بيني، پير ، جوان، زن، مرد، دانشجو، کارگر، همه و همه بي آن که رنگ و ريايي در کار باشد سردر پي عاشورا نهاده اند و يا سينه زنان در پي عزاداران روانند تا شبي و يا نيمروزي خود را شريک غم زينب(س) و عزادار شهيدان کنند.

به يکباره همه رنگ‌ها و تعلق‌ها از بين مي رود، همه مرام‌ها و مسلک‌ها رنگ مي بازد و جاي آن همه را نشستن درسوگ سالار کربلا مي‌گيرد. حتي به قدر نوشاندن جرعه اي شربت به رهگذاران و يا عرضه خرده ناني به فقرا. گاه در عجب مي مانم که چه شوري در دل‌هاي اين مردم است که محرم آنان را از خود بي خود مي سازد.

خون عاشورايي بي هيچ تعارف در رگ‌هاي مردم اين ديار جاريست که با دميدن خورشيد اولين روز محرم دل‌هاشان به سوگ مي نشيند تا در ظهرعاشورا ولوله‌اي عجيب به پا کنند.

اين شور و ولوله پرده بسياري از پندارها را مي درد و عبث بودن بسياري از انديشه ها را مي نماياند.

گويي اينان در محرم و عاشورا آب زلالي مي يابند که تشنگي درونشان را فرو مي نشاند.

سياهي روز و روزگارشان را مي زدايد و مانند سپري آنان را ازابتلائات زمانه و دنياي هراس انگيز پس ازمرگ درامان مي دارد.

اينان خود را در پناه حسين (ع) در امان از هر بلا و ابتلاء مي يابند.

عاشورا، از حسين و يارانش نمونه اي پرورده که تا ابد مي توان بازو در بازوي آن از جاي برخاست.

عاشورا، شوري مي آفريند که راه صد ساله را يک شبه مي‌توان پيمود. نيروي نهفته عشق به حسين (ع)، از چنان عظمتي برخوردار است که به مدد آن مي توان دريا دريا مردم را به زير خيمه اهل بيت (ع) کشيد.

عاشورا خود حامل فرهنگ سترگي است که جاري شدن در آن مي تواند همه صحنه هاي حيات را مبدل به عاشوراي حسيني و يارانش نمايد.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/29 و ساعت 16:44 |
نماز ظهر عاشورا روز شنبه در ميان ماتم و اندوه دوستداران سيدالشهدا حضرت امام حسين (ع) و توسط عاشقان آن حضرت در سراسر بريتانيا اقامه شد.

شيعيان بريتانيا در دهمين روز از ماه محرم الحرام با شركت در آيين‌هاي سوگواري ويژه اين روز، حماسه جاويد قيام امام حسين (ع) و يارانش را گرامي داشتند.

در لندن اين آيين‌هاي باشكوه از پيش از ظهر امروز با قرائت قرآن كريم در مراكز اسلامي آغاز شد و پس از نوحه‌خواني و سينه‌زني با اقامه نماز جماعت به اوج خود رسيد.

در ادامه اين مراسم، عاشقان سبط گرامي پيامبر اكرم (ص) از مراكز اسلامي پايتخت بريتانيا در قالب دسته‌هاي سينه‌زني به سوي "هايد پارك" در مركز لندن راهپيمايي مي‌كنند تا ياد حماسه نهضت امام حسين (ع) را زنده نگاه دارند.

آيين‌هاي بزرگداشت قيام بنده برگزيده خدا حضرت حسين بن علي (ع) از هنگام حلول ماه محرم پس از برگزاري نماز مغرب و عشا در مراكز متعلق به ايرانيان و ديگر شيعيان بريتانيا برپا شده است.

خواندن زيارت عاشورا، سخنراني مذهبي، سوگواري، سينه زني و اطعام عزاداران از برنامه‌هاي دهه اول محرم در مراكز اسلامي اين كشور بوده است.

مركز اسلامي انگليس، مجمع اسلامي جهاني و مدرسه جمهوري اسلامي ايران در لندن مراكزي بودند كه در شبهاي گذشته اين آيين‌ها را با ويژه برنامه‌هاي سخنراني و سوگواري و احياي امر اهل بيت (ع) و برگزاري نماز جماعت و قرائت قرآن برگزار كردند.

همچنين به مناسبت ماه محرم بنياد خويي و حسينيه شيعيان خوجه در لندن، مركز اسلامي منچستر و مركز اسلامي امام علي (ع) در كارديف در كنار دهها موسسه اسلامي و تشكل‌هاي مردمي ديگر در سراسر بريتانيا مراسم ويژه اين ماه را برگزار كردند.

بنياد حيدر در شرق لندن، مركز تركمن‌هاي شيعه در بريتانيا، مركز فاطميه لندن، انجمن حيدري برادفورد، مركز جعفريه واتفورد، مركز اسلامي جعفري منچستر، بنياد سكينه، منهاج الحسين شفيلد، مركز شيعه لوتون و فدراسيون جهاني شيعيان از گروههاي مدني هستند كه در برپايي اين آيين‌ها مشاركت داشتند.

روز گذشته نيز شيعيان بريتانيا با شركت در آيين‌هاي ويژه سوگواري نهمين روز محرم، حماسه نهضت امام حسين (ع) و يارانش را در روز تاسوعا در كربلا گرامي داشتند.

آيين بزرگداشت حماسه تاسوعا با قرائت دعاي ندبه، زيارت عاشورا و زيارت حضرت ابوالفضل، سخنراني مذهبي، نوحه خواني و سينه زني و برپايي نماز جمعه برگزار شد.

منبع: لندن، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/29 و ساعت 16:35 |
خبرگزاري فرانسه از مينسك گزارش داد: يك خبرنگار، روز جمعه، به جرم انتشار كاريكاتورهاي توهين‌آميز حضرت محمد (ص) در سال ‪ ۲۰۰۶‬ميلادي در بلاروس ، به سه سال زندان محكوم شد.

"السكي كارول" سردبير هفته‌نامه "زگودا" كه اكنون تعطيل شده است، گفت:
"السكاندر سدويوكف" ‪ ۴۹‬ساله، به جرم تحريك به نفرت قومي و ديني، مجرم شناخته شده است.

سدويوكف، كاريكاتورهاي حضرت محمد (ص) را كه پيشتر در سال ‪ ۲۰۰۵‬ميلادي در روزنامه‌هاي دانماركي "يولاندس پوستن" منتشر شده بود، در روزنامه زگودا منتشر كرد.

دادگاه بلاروس، در روز ‪ ۲۲‬فوريه ‪ ،۲۰۰۶‬تحقيقات خود را درباره اقدامات روزنامه زگودا در تحريك به نفرت قومي و ديني، آغاز كرده بود.

منبع: تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/29 و ساعت 16:31 |

اعتقاد به مهدويت و منجى جهانى اختصاص به شيعه ندارد، همه ى اديان و مذاهب به گونه اى اعتقاد به آن دارند.

در منابع حديثى اهل سنت، روايات در خصوص حضرت مهدى (عليه السلام) فراوان است. تفاوت نظر شيعه و سنى در اين است كه اهل سنت عقيده دارد، مهدى در آخر الزمان متولد خواهد شد، ولى شيعه مى گويد حضرت متولد شده و هم اكنون زنده هستند و در پس پرده ى غيبت مى باشند.

در اديان غير اسلامى مانند زردشتى، يهودى، مسيحى، بودايى، اديان هندى و ... اعتقاد به منجى وجود دارد، و در منابع زردشتى (كتاب زند و كتاب جاماسب نامه)، منابع هندى (كتاب شاكمونى و كتاب ديد)، انجيل، تورات، زبور و ... به مسأله ى منجى جهانى اشاره شده است.

در كتاب «جاماسب نامه» آمده است: «مردى بيرون آيد از زمين تازيان، از فرزندان هاشم، مردى بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بردين جد خويش بود، با سپاه بسيار، و روى به ايران نهد و آبادانى كند و زمين پر داد كند.»

در انجيل آمده است: «كمرهاى خويش را بسته، چراغ هاى خود را افروخته بداريد، و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خودشان را مى كشند كه چه وقت از عروسى مراجعت مى كند، تا هر وقت كه آيد و در را بكوبد، بى درنگ براى او باز كنند خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد! پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد به سر انسان مى آيد ...» انجيل لوقا، فصل 12، بند 35 و 36.

تورات مى گويد: «و نهالى از تنه يسّى» بيرون آمده و شاخه اى از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت ... مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستى حكم خواهد كرد ... گرگ با برّه سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله، و گوساله و شير و پروارى با هم، و طفل كوچك آن ها را خواهند راند ... در تمامى كوه مقدّس من ضررى نخواهند كرد، زيرا جهان از معرفت خدا پر خواهد شد. تورات اشعيانبى، فصل 11، بند 1 ـ 10.

بنابراين اعتقاد به منجى جهانى و اين كه آينده ى جهان روشن است، در اديان غير اسلامى هم وجود دارد، و اختلاف دين اسلام با ديگر اديان در مصداق خارجى و خصوصيات شخصى منجى جهانى و مهدى است.
+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/26 و ساعت 1:8 |

بنابر آنچه در قرآن مجيد و روايات معصومين(عليهم السلام)آمده است، همه ى ائمه و از جمله امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند.

قرآن مجيد مى فرمايد: (وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون ...) سوره توبه، آيه 105. بگو: هر عملى مى خواهيد انجام دهيد، پس خدا، رسولش و مؤمنان عمل شما را مى بينند ...

در رواياتى كه در تفسير آيه آمده است، گفته شده كه مراد از مؤمنان در اين آيه ائمه ى معصومين(عليهم السلام)هستند. پس اصل آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما امرى مسلّم است، ولى چگونگى حصول اين عمل از راه هاى مختلفى است از جمله:

1 ـ خداى تبارك و تعالى به ايشان چشمى داده است كه همه چيز را مى بينند. حضرت عيسى (عليه السلام) ـ كه بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام)مى آيد و پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند ـ طبق گفته ى قرآن مجيد از آنچه مردم در خانه هايشان ذخيره كرده بودند و آنچه مى خوردند خبر مى داد، بدون اين كه آن ها را در ظاهر ديده باشد سوره آل عمران، آيه 49.

با توجه به اين كه مقام حضرت مهدى (عليه السلام) از حضرت عيسى (عليه السلام) بالاتر است، پس حتماً از اعمال و رفتار ما آگاهى دارد.

2 ـ ملائكه بر امام زمان (عليه السلام) نازل مى شوند و نامه ى اعمال بندگان را به حضرت مهدى (عليه السلام) عرضه مى كنند. در روايات آمده است كه هفته اى دو بار نامه ى اعمال بندگان به امام زمان (عليه السلام) عرضه مى شود. در برخى از روايات مى خوانيم كه در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه نامه ى اعمال بندگان به حضرت عرضه مى شود «ان الاعمال تعرض على النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) فى كل اثنين و خميس فيعلمها وكذلك تعرض على الائمة (عليه السلام) فيعرفونها». بحارالانوار، ج 5، ص 329.

3 ـ ملائكه بر حضرت نازل مى شوند و اين علوم را بر ايشان القا مى كنند. غير از اين راه ها، ممكن است راه هاى ديگرى هم باشد كه ما از آن ها بى خبريم.

البته اين علم و آگاهى حضرت، به اعمال و رفتار ظاهرى ما منحصر نمى شود، بلكه آن بزرگوار از نيت هاى ما هم آگاه است.

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/25 و ساعت 1:9 |

در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده، و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در پيش خداوند انتظار فرج است.

از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى منتظران استفاده مى شود:

1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد. در روايت آمده است: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية». «هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»

2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.

3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد.

4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.

5 ـ توبه از گناهان

6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.

7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (عليه السلام)را درخواست مى نمايد.

8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام)

9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از امام زمان (عليه السلام)

10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...

11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است:

الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ،

ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،

ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،

د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام): اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...،

هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...،

و) زيارت آل ياسين.

جهت توضيح بيشتر به كتابهاى (وظيفة الانام) و (شيوه هاى يارى قائم آل محمد عليه السلام) مراجعه شود

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/24 و ساعت 1:10 |

قرآن كريم براى معرفى شخصيت هاى الهى گاهى نام آن ها را ذكر مى كند و گاهى ويژگى ها را يادآور مى شود، بدون ذكر نام آن ها.

همان گونه كه از ميان صدو بيست و چهار هزار پيامبر الهى تنها نام حدود بيست و پنج نفر از آن ها در قرآن آمده، و نام ديگر پيامبران در قرآن نيامده است، و همان گونه كه نام هيچ يك از امامان معصوم(عليهم السلام)در قرآن نيامده، نام مبارك امام زمان (عليه السلام) هم در قرآن نيامده است: از ميان چهارده معصوم تنها نام پيامبر «محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)» چهار بار در قرآن آمده است، آل عمران / 144 ـ احزاب / 40 ـ محمد / 2 ـ فتح / 29.

اگر بنا بود نام امامى در قرآن بيايد، آمدن نام حضرت على (عليه السلام) سزاوار بود. علت اصلى اين كه خداوند سبحان در قرآن كريم نام امامان معصوم(عليهم السلام)را ذكر نكرده است، خودش بهتر مى داند، و شايد يكى از علت هاى آن جلوگيرى از تحريف قرآن باشد. در عين حال كه اسامى ائمه(عليهم السلام)در قرآن نيامده است، آيات فراوانى در خصوص حضرت على (عليه السلام)، امام زمان (عليه السلام) و ديگر ائمه وجود دارد، كه اين آيات همراه با احاديثى كه در تفسير و تبيين آن ها وارد شده است، شخصيت امامان معصوم(عليهم السلام)را معرفى مى كند، مانند آيات تبليغ سوره ى مائده، آيه 67. اكمال دين سوره ى مائده، آيه 3. ولايت سوره ى مائده، آيه 55. مباهله سوره ى آل عمران، آيه 61. تطهير سوره ى احزاب، آيه 33. سوره ى هل اتى و ...

تشكيل حكومت جهانى كه بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام) خواهد بود. در آيات قرآن مطرح شده است.

آياتى از سوره ى توبه از وصف گسترش اسلام در سطح جهان نويد مى دهد: «... هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهر، على الدين كله ولو كره المشركون» سوره ى توبه، آيه 3 و سوره صف، آيه 9. مضمون اين آيه ـ كه پيشگويى گسترش و همه جانبه ى اسلام در سطح جهان است، ـ هنوز تحقق نيافته است، و وعده ى الهى صدق است و من اصدق من الله حديثنا، نساء / 87. و اين در زمان حكومت جهانى حضرت مهدى (عليه السلام) تحقق خواهد يافت.

خداوند سبحان در آيه ى ديگرى مى فرمايد: «ولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون»،انبياء / 105. ما پس از ذكر، در زبور نوشتيم كه بندگان شايسته ى من وارث زمين خواهند بود.

وعده ى مندرج در اين آيه هم هنوز تحقق نيافته، و اين وعده اشاره به تشكيل حكومت جهانى حضرت مهدى (عليه السلام)است. آيات ديگرى هم پيرامون حكومت جهانى امام زمان (عليه السلام) در قرآن هست، مانند آيه 55 / نور و آيه 5 / قصص.

آيا تنها ذكر نام مهدى (عليه السلام) دردى را دوا مى كند؟ آيا اگر نام حضرت در قرآن برده مى شد، امكان نداشت در طول تاريخ، شيادان و افراد شهرت طلب از آن سوء استفاده نكنند، يا افرادى روى غرض هاى خاص، وجود حضرت را انكار نمايند؟ تجربه ى تاريخى نشان داده است كه اگر هم در قرآن صراحتاً نام حضرت برده مى شد، باز در طول تاريخ، شيادان و مدعيان دروغين مهدويت پيدا مى شدند و نام خود را امام زمان و مهدى موعود مى گذاشتند، تا از آب گل آلود ماهى بگيرند و از نام او و انتظار مردم استفاده ى نادرست كنند، مگر خدا نام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را در انجيل نبرده است؟ ولى گروه هاى مغرض، از آن بهره بردارى ناجوانمردانه كردند. بنابراين، مسأله ى مهم، بيان ويژگى هاى ديگر حضرت است تا افراد آگاه با شناخت آن ها، مهدى واقعى را از مدعيان دروغين مهدويت باز شناسند.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/23 و ساعت 1:11 |

بنابر آنچه در برخى از روايات آمده است، علت واقعى غيبت امام زمان (عليه السلام) بر ما پوشيده است كمال الدين و تمام النعمة، ص 482.; در عين حال با استفاده از روايات به عواملى چند در اين زمينه پى مى بريم:

1 ـ امتحان و آزمايش: غيبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عده اى آشكار شود، و ايمان حقيقى محبان و شيعيان واقعى امام (عليه السلام) در كوره ى ولايت امام غايب (عليه السلام) از ناخالصى ها و دورويى ها جدا و پاك گردد و مؤمن از منافق تميز داده شود.

حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمايد: «هنگامى كه پنجمين فرزند امام هفتم (عليه السلام) غايب شد، مواظب دين خويش باشيد، تا مبادا كسى شما را از دين خارج كند! اى پسرك من! براى صاحب الامر بناچار غيبتى خواهد بود، به طورى كه عده اى از مؤمنان از عقيده ى خود بر مى گردند، همانا خدا به وسيله ى غيبت، بندگانش را امتحان مى نمايد.»بحارالانوار، ج 51، ص 113.

2 ـ بيعت نكردن با ستمكاران: حسن فضّال مى گويد: على بن موسى الرضا (عليه السلام) فرمود: «گويا شيعيان را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكرى (عليه السلام)) در جست و جوى امام خود همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند.» عرض كردم: به چه دليل؟ فرمود: «زيرا امامشان غايب مى شود.» عرض كردم: چرا غايب مى شود؟ فرمود: «براى اين كه وقتى با شمشير قيام نمود بيعت كسى در گردنش نباشد.» بحارالانوار، ج 51، ص 113.

3 ـ حفظ جان حضرت:

زراره مى گويد: حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اى زراره! قائم ما ناچار است كه غيبت كند.» عرض كردم: براى چه؟ فرمود: «از جان خود بيم و ترس دارد.» پس حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد اثبات الهداة، ج 6، ص 437.

امام زمان (عليه السلام) از كشته شدن و مرگ بيم و هراس ندارند، بلكه حفظ جان ايشان به خاطر اين است كه مبادا پرچمِ هدايت زمين بماند، و رشته ى هدايتى كه به پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) متصل است، قطع شود.

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/22 و ساعت 1:12 |

معمولا در كتاب هاى مربوط به امام زمان (عليه السلام) زندگى حضرت را به سه دوره تقسيم مى كنند:

1 ـ كودكى           2 ـ غيبت صغرى               3 ـ غيبت كبرى

غيبت صغرى از سال 260 تا 329 هجرى قمرى ادامه داشته و چون اين دوره كوتاه است، به آن غيبت صغرى گفته مى شود. حضرت در اين دوره چهار نايب خاص داشتند:

1 ـ عثمان بن سعيد عمروى            2 ـ محمد بن عثمان عمروى            3 ـ حسين بن روح نوبختى  4 ـ على بن محمد سمرى

حضرت از طريق اين چهار نايب به سؤالات و نيازهاى مردم پاسخ مى دادند و از طريق آن ها دستوراتى براى افراد صادر مى فرمودند.

غيبت كبرى از سال 329 هجرى قمرى آغاز شده و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت، و به جهت طولانى بودن مدت آن به غيبت كبرى معروف شده است.

حضرت مهدى (عليه السلام) در اين دوره نايب خاصى تعيين نكرده، بلكه فقهاى جامع الشرايط را به عنوان نواب عام خود تعيين نموده اند تا به نيازهاى شرعى، اعتقادى و اجتماعى مردم در چارچوب احكام شرعى پاسخ هاى لازم را تهيه و ارائه نمايند.

در اين زمينه در توقيعى كه از ناحيه ى آن حضرت صادر شده است مى خوانيم: «وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله» احتجاج، ج 2، ص 470، بحارالانوار، ج 53، ص 181. كشف الغمة، ج 2، ص 531. «در رخدادها و پيش آمدهايى كه در آينده روى خواهد داد به راويان احاديث ما رجوع كنيد، زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم». همچنان امام حسن عسكرى (عليه السلام) در ضمن يك حديث طولانى مى فرمايد: «هر كدام از فقها كه نگهدارنده ى نفس خود از انحرافات است و صبر انقلابى دارد و حافظ دين خود و مخالف هوا و هوس خود و مطيع فرمان خدا باشد، بر عوام است كه از وى تقليد كنند.» وسائل الشيعه، ج 18، ص 101.   

علت اين كه به آن ها نايب عام گفته مى شود اين است كه آنان نمى توانند هر روز خدمت امام زمان (عليه السلام) برسند، و حضرت ايشان را به صورت كلى و تحت عنوان فقها، و راويان احاديث ما تعيين كرده اند، بخلاف نواب خاص كه مستقيماً و شخصاً از طرف حضرت تعيين شده بودند.

 

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/21 و ساعت 1:13 |

اگر چه ممكن است حضور شخصى امام زمان (عليه السلام) در بين مردم سبب شود كه مسلمانان از بركات بيش ترى بهره مند شوند، ولى اين گونه نيست كه اگر شخص ايشان غايب بود، هيچ گونه فايده اى براى امت اسلامى و مردم نداشته باشد. در روايات فوآيد گوناگونى براى حضرت در حال غيبت آمده است; از جمله:

1 ـ امام غائب (عليه السلام) واسطه فيض و امان اهل زمين: امام معصوم(عليهم السلام)امان اهل زمين اند، و اگر زمين از اين حجت هاى الهى خالى بماند دنيا و اهلش نابود خواهند شد.

امام سجاد (عليه السلام) فرمود: «ما پيشواى مسلمانان و حجت بر اهل عالم و سادات مؤمنان و رهبر نيكان و صاحب اختيار مسلمانان هستيم; ما امان اهل زمين هستيم چنان كه ستارگان امان اهل آسمانند. به واسطه ى ماست كه آسمان بر زمين فرود نمى آيد، مگر وقتى كه خدا بخواهد; به واسطه ى ما باران رحمت حق نازل و بركات زمين خارج مى شود. اگر ما روى زمين نبوديم اهلش را فرو مى برد.» و آن گاه فرمود: «از روزى ك خدا آدم را آفريده تا حال هيچ گاه زمين از حجتى خالى نبوده است، ولى آن حجت گاهى ظاهر و مشهور و گاهى غايب، و مستور بوده است، تا قيامت نيز از حجت خالى نخواهد شد، و اگر امام نباشد خدا پرستش نمى شود.» سليمان مى گويد عرض كردم: مردم چگونه از وجود امام غايب، منتفع مى شوند؟ فرمود: «همان طور كه از خورشيد پشت ابر بهره مى برند.» ينابيع المودة، ج 2، ص 217.

2 ـ اميد بخشى به مسلمانان: ايمان و اعتقاد به امام غايب (عليه السلام) سبب اميدوارى مسلمانان نسبت به آينده ى پر مهر و صفاى خويش در عصر ظهور امامشان مى گردد. جامعه ى شيعى، طبق اعتقاد خويش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت ايشان را دارد. هر چند او را در ميان خود نمى بيند، اما خود را جداى از او نمى داند. حضرت همواره مراقب حال و وضع شيعيان خويش هستند، و اين باعث مى شود تا شيعان به اميد لطف و عنايت حضرتش براى رسيدن به يك وضع مطلوب جهانى تلاش كرده و در انتظار ايشان بسر ببرند.

3 ـ پاسدارى از آيين اسلام و دين خدا: يكى ديگر از فوآيد امام غايب اين است كه عاشقان و سربازان آن حضرت، به اميد عصر ظهور خود را براى دفاع از دين آماده مى نمايند.

حضرت على (عليه السلام) در اين خصوص مى فرمايد: «به بركت آن امام گروهى از مردم براى دفاع از دين و درهم كوبيدن فتنه ها آماده مى شوند، چنان كه شمشير و تير به دست آهنگر تيز مى گردد; چشم آن ها به واسطه ى قرآن روشن است. تفسير و معانى قرآن در گوششان گفته مى شود و شب و روز از جام حكمت و علوم الهى سيراب مى شوند.» نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 15.

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/20 و ساعت 1:13 |

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

 باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است.

 ايام ماه محرم شهادت سرور وسالار شهيدان امام حسين (ع) بر تمام شيعيان جهان تسليت باد. 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/19 و ساعت 21:13 |

 

با توجه به رواياتى كه در مورد ملاقات با امام زمان (عليه السلام) وارد شده است، نظر علماء بر اين است كه در دوره غيبت كبرى ملاقات با امام زمان (عليه السلام)ممكن است. و حكايت هاى زيادى كه در زمينه ديدار با امام زمان (عليه السلام) در كتاب ها نقل شده است، مؤيد امكان ملاقات با حضرت است.

ديدار و رو يا رويى با حضرت به سه صورت ممكن است پيش آيد:

1 ـ ديدار حضرت با عنوان غير واقعى ايشان، به طورى كه كاملا براى ديدار كننده، نا شناس باشند.

2 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، بدون اينكه اين امر را ملاقات كننده متوجه شود ـ مگر پس از پايان ديدار ـ متوجه باشد.

3 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، و به صورت اختيارى در حالى كه ديدار كننده نيز در اثناى ملاقات متوجه اين امر باشد، اين گونه ديدار بسيار كم نقل شده است مانند ملاقات سيد بن طاووس و علامه بحرالعلوم.

آرى هر شيعه پاك سرشتى مى تواند آن حضرت را ملاقات كند ولى بايد توفيق رفيقش شود، از گناهان و موارد شبهه دار و مشكوك پرهيز كرده و درون خويش را از آلودگى هاى روحى پاك كند، و از طرفى به ايمان و يقين و صفات پسنديده، انجام واجبات و مستحبات نظير استمرار بر نماز شب، زيارت عاشورا، زيارت جامعه، دعاى عهد، دعاى فرج، دعاى ندبه، زيارت آل يس و ... و ذكر حق تعالى جان خود را آراسته كرده و در رفع نيازمنديهاى مردم و اصلاح جامعه كوشا باشد، تا نور ولايت در دل او بتابد و توفيق ديدار حضرت نصيبش گردد.

مشتاق ديدار امام زمان (عليه السلام) علاوه بر اينكه در خود زمينه ملاقات با حضرت را ايجاد مى كند، بايد به نكاتى چند توجه داشته باشد:

الف ـ ديدار حضرت يك اصل اساسى و ضرورى نيست; يعنى اين گونه نيست كه اگر شخصى توفيق ديدار حضرت را پيدا نكرد، مورد عنايت آن حضرت نيست يا از پيروان صادق و شيعيان راستين آن حضرت محسوب نمى شود، زيرا حتى در زمان حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) وائمه (عليه السلام) هم شيعيان راستينى بودند كه حتى براى يك بار توفيق ديدار نيافتند. آنچه در دوران غيبت اصل اساسى براى يك شيعه است، انتظار صادقانه، ايجاد زمينه براى ظهور حضرت و عمل به تكاليف دينى است.

در روايت است كه: «هر كس با انتظار قائم (عليه السلام) از دنيا رود، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان (عليه السلام) و در خدمت او باشد». (بحارالانوار، ج 52، ص 125)

ب ـ دل خود را با نور محبت و ولايت ايشان آشنا سازد و براى اطاعت از خداوند به شدت تلاش كند و در راه تحقق اين هدف گام بردارد.

ج ـ انگيزه هاى مادى و دنيا گرايانه را ترك كند.

د ـ از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روح و جسم او دارد پرهيز كند.

هـ ـ از عزلت و كناره گيرى و بى توجهى به مسئوليت هاى اجتماعى دورى گزيند.

و ـ از تماس گرفتن با افرادى كه در لباس هاى گوناگون، اين ابزار مقدّس را دستمايه اهداف دنيايى خويش قرار مى دهند دورى گزيند.

ز ـ از تأخير فيض ديدار به خاطر مصلحت هايى خاص و الهى نااميد نگردد.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/19 و ساعت 1:14 |

محل زندگى آن حضرت تعيين نشده است، و شايد مسكن معينى نداشته باشد و به طور ناشناس در بين مردم زندگى كند، شايد هم نقاط دور افتاده اى را براى زندگى انتخاب كرده باشد. در احاديث وارد شده است كه در موسم حج حاضر مى شود و اعمال حج را به جا مى آورد، او مردم را مى شناسد اما مردم او را نمى شناسند.( [1][1]- بحارالانوار، ج 52، ص 152، به نقل از دادگستر جهان.) اما در مورد «جزيره ى خضرا» مطالب زيادى نقل شده است و در بين علماى بزرگ و صاحب نظر در اين مسأله اختلافاتى وجود دارد. نتيجه ى جمع بندى ها اين مى شود كه اين مسأله مورد اتفاق همه نيست، زيرا طبق حكايت جزيره ى خضرا ـ كه از فردى به نام على بن فاضل مازندرانى نقل شده است ـ امام زمان (عليه السلام)اولادى دارند كه در جزاير درياى سفيد (بحر الابيض) زندگى مى كنند و با سيد شمس الدين كه خود را از فرزندان امام (عليه السلام)معرفى مى كند ديدار مى نمايد و ...

اصل اين حكايت در بحارالانوار، ج 52، ص 159 تا 174 آمده است.

در هر حال دسته اى از علما آن حكايت را صحيح و معتبر دانسته، و عده اى ديگر آن را مجعول و خالى از حقيقت مى دانند و هر دسته براى ادعاى خود دلايلى ذكر مى كنند; عمده ى دلايل مخالفين آن است كه اولا: اين حكايت سند صحيحى ندارد لذا نمى توان آن را پذيرفت.

ثانياً: در متن حكايت تناقضاتى به چشم مى خورد از جمله اين كه فردى به نام سيد شمس الدين خود را نايب خاص امام زمان (عليه السلام) معرفى مى كند و مى گويد: من آن حضرت را اصلا نديده ام، بعد در جاى ديگر خود سيد شمس الدين مى گويد: من هر روز صبح جمعه براى زيارت امام زمان (عليه السلام) به آن كوه مى روم ...

ثالثاً: در حكايت مزبور ادعا مى شود كه در قرآن تحريفاتى واقع شده است، كه اين حرف با اصول اعتقادى اغلب مسلمانان بويژه شيعيان همخوانى ندارد.

رابعاً: در لابه لاى مباحث اين حكايت احكامى ذكر شده است كه با اعتقادات و احكام فقهى فقهاى شيعه مخالفت دارد. به عنوان مثال: در طى اين حكايت خمس مباح دانسته شده است يعنى پرداخت خمس براى شيعيان لازم نيست، در حالى كه كسى اين مطلب را بيان نمى كند و ...

از طرف ديگر كسانى هم خواسته اند جزيره ى خضرا را همان مثلث برمودا معرفى كنند كه اين موضوع با حوادثى كه بعدها رخ داده تكذيب شده است.

در اين باره كتاب هاى مفيدى تنظيم و منتشر شده است كه به نقد و بررسى اين مسأله پرداخته اند. به عنوان مثال مى توان به كتاب «جزيره ى خضرا، افسانه يا حقيقت» نوشته ى سيد جعفر مرتضى عاملى، ترجمه ى ابوالفضل طريقه دار، و يا به كتاب «جزيره خضراء» تأليف علي اكبر مهديپور مراجعه نمود.

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/18 و ساعت 1:15 |