فرهنگ شیعه اجتهاد پویاست و یکی از مهمترین اصول اعتقادی شیعه اصل انتظار است. اما انتظار یعنی چشم براه بودن چشم براه یک دوست، یک واقعه خوب ، یک اتفاق بزرگ و بالاخره یک آینده بهتر. باین معنا، انتظار یک مفهوم فطریست که در نهاد همه انسانها وجود دارد. امید به آینده ای بهتر در نهاد بشر بعنوان یک حقیقت و واقعیت فطری وجود دارد و اگر امید به آینده را از كسي بگیریم، او را محکوم به مرگ کرده ایم.
انتظار سه رکن اساسی دارد:
۱. نا رضایتی از وضع موجود
۲. امید به آینده ای مطلوب
۳. تلاش در جهت تحقق آن
درمورد انتظار فرج هر سه این مولفه وجود دارد. فرد منتظر از جهانی که در آن بسر میبرد راضی نیست ، از مناسبات اجتماعی فرهنگی سیاسی که او را احاطه کرده است راضی نیست و امید دارد که آینده این مناسبات بهتر از حال آن باشد. از طرفی او در تحقق این آینده مطلوب میکوشد. آرزوی نهائی انسان منتظر، حاکمیت دین خدا بر سراسر کره زمین و برقراری قسط و عدالت و گسترش امنیت و رفاه در جای جای کره خاکی است. آرزویی که از ابتدای تاریخ تا كنون و در زمان هیچ پیامبری محقق نشده است.
عجيب این است که انتظار ظهور یک مصلح برزگ آسمانی زمان و مکان نمیشناسد و در همه اقوام و ملل حتی در ابتدائی ترین اقوام وجود داشته است. همه چشم به راهند! ایرانیان باستان منتظر گرزاسپدند، زرتشتیان او را سوشیانت یا سوشیانس (ناجی بزرگ جهان) میخوانند، در میان یهودیان ماشیع (مهدی بزرگ) و در آئین هندیان بنام آواتارا نامیده میشود، موعود بودائیان ماتیریاست (متحد کننده جهانی) و درمیان برهمائیان بنام ویشنوست، در کتاب شاکمونی از کتب مقدس برهمائیان بنام آخرین وصی مهتاطا (محمدص) و در کتاب پاتیکل بنام راهنما ( هادی مهدی) تعبیر شده است ، اهالی صربستان درانتظارمارکوکرالیریچ، ساکنان انگلستان درانتظار آرتور و اسکاندیناویها در انتظار اودین، یونیان در انتظار کالویبرگ (ناجی بزرگ) و اقوام اروپای مرکزی در انتظار بوخص، اقوام آمریکای لاتین در انتظار کوتزلکوتل و چینی ها در انتظار کریشنا بسر میبرند.عجیب است که همه چشم انتظارند!
![]()
ازطرف دیگر غرب در ذات خود تفوق طلب است، لذا برای برتری فرهنگی سیاسی برجهان و دیگر فرهنگها باید فرهنگ سازی کند .در حال حاضر مهمترین کار غرب این است که مبانی نظری خود را که محصول ایده ها و اهداف خود است بزبان تصویر ترجمه کند و بزرگترین ویژگی غرب ترجمه معنا به تصویر است. همچنانکه قبلا نیز اشاره شد هالیوود که مرکز فیلمسازی آمریکاست در سال ۷۰۰ فیلم میسازد و سالانه ۱۵تا ۱۶ میلیارد دلار سود خالص دارد و نزدیک به ۷۸٪ سینماها و تلویزیونهای جهان از آن تغذیه میشود . لذا ما با یک قدرت و تاثیر و برنامه ریزی عظیمی از طرف غرب روبرو هستیم .اصولا هیچ فیلمی در غرب خنثی و بی هدف ساخته نمیشود. بلکه همه فیلمها هدفمند بوده و ازهمه مهمتر فرهنگسازی میکنند.
بعضی از اين فیلم ها با مهدویت در اسلام مرتبطند. متفکرین غرب به آینده جهان و سرنوشت بشریت توجه خاصی دارند و به دلیل داشتن فرهنگ غربی به مسئله((آینده نگری)) گرایش داشته و معتقدند اگر آینده را بشناسیم میتوانیم آنرا به نفع خود تغییر بدهیم و آنرا دوباره بسازیم. این مسئله را به وضوح در فیلم پیشگوئیهای نوستر دامرس نشان میدهند.
لذا غرب در فرهنگ خود مدینه فاضله دارد و قصد دارد افکار عمومی دنیا را در هر عقیده مذهبی به سوی آن جلب کند.مدینه فاضله ای که آمریکا وهالیوود برای جهان ترسیم میکنند، جهانی است که در آن فرهنگ غرب فرهنگ جهانی باشد و دین یهود ، دین برتر جهان و صهیونیستها رهبران سیاسی آن باشند. درراه رسیدن به این مهم، بزرگترین مانع خود را اسلام میدانند که به خاطر اعتقاد به مهدویت خطرناکترین دشمن آنها محسوب میشود. زیرا تنها دینی که در آن اعتقاد به آیه « هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون » سوره صف /۹ مهدويت وجود دارد اسلام است که داعیه رهبری جهائی دنیا را دارد. لذا به منظور مقابله با این مسئله با جلب افكار عمومي جنگ و برنامه ریزیهاي عظيم فرهنگی تلاش ميكنند تا مهدویت در اسلام شکست خورده وآمریکا و یهود رهبری جهان را بر عهده بگيرد و به حق مسلم خود برسد !
فیلمهای زیادی در خصوص این مسئله شناخته شده است که میتوان به ماتریکس، روز استقلال،آرماگدون، پیشگوئیهای نوستر آدامرس ، محاصره و جنگ ستارگان اشاره کرد ...
اما ... اما برخلاف تصور همه آنها او می آید، مهدی می آید، اوکه منتقم حقیقی حسین( ع ) است.
مهدی (عج) ادامه حسین (ع) است و انتظار ادامه عاشورا ، فرهنگ انتظار برآمده از فرهنگ عاشوراست ، عاشورا روز حیات و قیام شیعه است و فرج روزبقا و عامل حفظ و استمرار آن .
مهدی ( عج ) وارث عاشوراست همچنان که حسین (ع) وارث پیامبران است .
انتظار کربلای دیگریست، بوسعت همه جهان و مصاف حق با باطل است در زمانی دیگر با این تفاوت که اینبار حق در ظاهر هم پیروز می شود. انتظار همان کربلاست در وسعت همه زمین در مقطع دیگری از تاریخ .انتظار ثمره کربلاست بدون کربلا انتظار بی معناست. یاران مهدی همه کربلائی اند که در فراز و فرود تاریخ غربال شده اند و عاشورا انتظار برآورده نشده شیعه است ، همچنانکه انتظار عاشورای برآورده شده شیعه است .انتظار و عاشورا دو بال پرواز شیعه است. عاشورایان پیمان خود را به آخر بردند و مهدویان با کوله بار فرهنگ شهادت چشم انتظارند تا آن عهدی که با خدا و رسول برپاسداری از حرم وحریم ثارالله بسته اند بانجام رسانند.« فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر ومابدلوا تبدیلا » احزاب /23
انتظار ادامه بعثت، غدیر و عاشوراست و مهدی (عج) همان کسی است که باری را که حسین(ع) در مسیر کوفه در کربلا به زمین گذاشت، به کوفه میرساند. مهدی پرچم افتاده حسین(ع) را برخواهد افراشت و آرمانهای بلند اورا تحقق خواهد بخشید. برای ما دورماندگان از صحنه عاشورا یک راه بیشتر نمانده و آن ثبت نام در کلاس انتظار و درآمدن در خیل منتظران است که حقیقت انتظار همان در خیمه حسین (ع) بودن است. آنانکه در کربلا چکاچک شمشیرها را نچشیدند باید مرارت انتظار را به جان بخرند.
این طالب بدم المقتول بکربلا؟!

