تبليغاتX
کانون عاشقان امام مهدی عج

براى ظهور امام زمان (عليه السلام) وقت و زمان معينى مشخص نشده، و طبق روايات، تعيين كننده ى وقت ظهور، دروغگو شمرده شده است. فضيل مى گويد: خدمت امام باقر (عليه السلام) عرض كردم: آيا ظهور مهدى (عليه السلام) وقت معينى دارد؟ حضرت در پاسخ سه مرتبه فرمود: «هر كس براى ظهور وقتى معين كند دروغ مى گويد.» بحارالانوار، ج 52، ص 103.

محمد بن مسلم مى گويد: امام صادق (عليه السلام) به من فرمود: «هر كس وقت ظهور را برايت تعيين كرد از تكذيب نمودنش باك نداشته باش، زيرا ما براى ظهور وقتى تعيين نمى كنيم.» همان، ص 104 و 117.

بنابراين، وقت ظهور حضرت، همانند زمان قيامت مشخص نيست، و هر كس زمانى براى ظهور تعيين كند دروغگو است. در برخى روايات آمده است كه روز جمعه، وقت ظهور خواهد بود و ظاهراً اين روايت با روايات ديگرى كه روز عاشورا و يا روز عيد نوروز را به عنوان روز ظهور تعيين نموده است منافات ندارد; زيرا امكان دارد هر سه عنوان در يك روز جمع شوند.

مكان ظهور امام زمان (عليه السلام)مشخص است، و به طور مسلم از مكه ظهور خواهند كرد.

مفضل از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: اى آقاى من! حضرت مهدى (عليه السلام) از كجا و چگونه ظهور مى كند؟ حضرت فرمود: «اى مفضل! او بتنهايى ظهور مى كند، و بتنهايى كنار خانه ى كعبه مى آيد، و بتنهايى شب را در آن جا مى گذراند.» همان، ج 53، ص 7.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/07 و ساعت 1:22 |

1 ـ آيا اكنون حضرت مهدى(عليه السلام) به زمان ظهورشان علم دارند؟ يعنى آيا از آغاز غيبت، حضرت مى دانستند چه زمانى ظهور خواهند فرمود؟

اين موضوع بين دانشمندان اسلامى مورد اختلاف است; برخى مى گويند: حضرت به زمان ظهورشان علم ندارد و به نظر برخى ديگر با توجه به اين كه امام زمان(عليه السلام) داراى علوم غيبى هستند و از آنچه واقع شده و مى شود و خواهد شد خبر دارند، پس مى توان گفت كه هم اكنون بلكه از آغاز غيبت، حضرت زمان ظهورشان را مى دانند.

2 ـ چگونه امام زمان (عليه السلام) از زمان ظهورشان مطلع مى شوند؟

بنابر آنچه در روايات آمده است، مى توان گفت: حضرت از سه راه به زمان ظهورشان علم پيدا مى كنند:

الف ـ از طريق الهام: از براهين و رواياتى كه در ابواب امامت وارد شده است، استفاده مى شود كه امامان معصوم(عليهم السلام) با عالم غيب ارتباط دارند و هنگام ضرورت، حقايقى را دريافت مى كنند. در روايات آمده است: «امامان معصوم(عليهم السلام)صداى فرشته را مى شنوند، امّا خودش را مشاهده نمى كنند.» اثبات الهداة، ج 6، ص 437.بنابراين ممكن است خداوند متعال زمان ظهور را از طريق الهام به امام زمان(عليه السلام) بفهماند. از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه مى فرمايند: «امامى از ما غايب مى شود، پس چون خداوند اراده كند كه او را آشكار و ظاهر گرداند اثرى در دل وى پديد مى آيد، سپس به اين گونه به امر پروردگار ظاهر مى گردد.» اثبات الهداة، ج 6، ص 364 ـ مهدى موعود، ترجمه و نگارش على دوانى، ص 262.

ب ـ از راه علائم و قرائن: ممكن است گفته شود: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) زمان ظهور را توسط ائمه ى اطهار(عليهم السلام) به حضرت مهدى(عليه السلام) خبر داده است و اين از راه علائم و قراينى است كه پيغمبر معين كرده اند. در روايت است كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمودند: «وقتى زمان ظهور مهدى فرا رسيد خداوند شمشير و پرچم آن جناب را به صدا درمى آورد، مى گويند: اى دوست خدا! به پا خيز و دشمنان خدا را به قتل رسان.» بحار الانوار، ج 52، ص 311.

ج ـ از راه دستور العمل معين شده براى امامان: در روايات آمده; برنامه و دستور العمل تمام امامان بصورت مهره شده از جانب خداوند بر پيغمبر نازل شد و پيامبر آن را به حضرت امير المؤمنين(عليه السلام) تحويل داد. حضرت على(عليه السلام) در موقع خلافت صحيفه ى خويش را گشود و بر طبق آن عمل نمود و بعداً آن را به امام حسن(عليه السلام) تحويل داد و به همين كيفيت، نوبت هر امامى كه مى رسيد، مهرنامه ى خويش را مى گشود و بر طبق آن عمل مى نمود، اكنون هم دستور العمل امام زمان(عليه السلام) در دستش موجود است اصول كافى، ج 1، ص 279.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/06 و ساعت 1:23 |

زمان ظهور امام زمان (عليه السلام) را خدا مى داند و ما در حالى كه بايد زمينه هاى نزديكتر شدن ظهور را فراهم كنيم، نبايد در ظهور تعجيل نمائيم. در دعايى كه در غيبت امام زمان (عليه السلام) آمده مى خوانيم: «انت العالم غير المعلّم بالوقت الذى فيه صلاح امر و ليك فى الاذن له باظهار امره و كشف سرّه فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما اخرّت ولا تأخير ما عجلت([1] [35] )» اى خدا تو دانايى ـ بدون معلم و بدون آنكه كسى به تو خبر داده باشد ـ به وقتى كه در آن صلاح ولىّ تو باشد كه به او اجازه دهى براى آشكار كردن امرش و برطرف كردن پرده او، پس مرا صبر عطا كن تا نخواهم تعجيل آنچه را تأخير نمودى و نه تأخير آنچه را تعجيل كنى.

امام زمان (عليه السلام) براى برقرارى عدالت در سراسر جهان، ايجاد حكومت واحد جهانى، برافراشتن پرچم توحيد در تمام مناطق كره زمين و حاكميت دين اسلام بر تمامى اديان، ظهور و قيام خواهند فرمود و هر آنچه زمينه تحقق اين اهداف بلند را آماده سازد، موجب نزديكى ظهور حضرت مى شود.

پس برقرارى حكومت اسلامى در جامعه به تحقق اهداف قيام حضرت مهدى (عليه السلام) كمك مى كند و زمينه اى براى ظهور خواهد بود و در نزديكى ظهور نقش دارد.

يكى ديگر از نكاتى كه نقش بالايى در نزديكى ظهور دارد، دعا براى فرج امام زمان (عليه السلام) است.

در توقيعى كه از ناحيه مقدسه توسط «محمد بن عثمان» صادر شده است، امام زمان (عليه السلام) مى فرمايند:

«اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم([2] [36] )» براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، كه در آن فرج شما هم هست.

در مورد فرج دعاهاى متعددى در كتب ادعيه (مفاتيح الجنان) آمده است. پس نه تنها بايد براى تعجيل فرج دعا كرد، بلكه زياد بايد دعا نمود، كه دعا موضوعيت دارد و در تعجيل فرج نقش دارد، چون دعا يكى از مقدرات الهى است كه در تغيير قضاى الهى تأثير مى گذارد، در روايتى كه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است، حضرت مى فرمايند: «الدعاء يردّ القضاء بعد ما ابرم البراماً فاكثر من الدعاء»([3] [37] ) دعا قضاى حتمى را بر مى گرداند، پس زياد دعا كن.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/05 و ساعت 1:25 |

بنابر اعتقاد شيعه هيچگاه زمين از حجت خالى نيست، چه آن حجت ظاهر باشد يا غائب. آخرين حجت الهى در روى زمين حضرت مهدى (عليه السلام)است كه از ديدگان غائب است; ايشان در سال 255 ق متولد گشته اند، تا اين زمان زنده هستند و در پس پرده غيبت به سر مى برند تا آنگاه كه شرائط و زمينه ظهور و تشكيل حكومت جهانى آماده شود و به اذن و اراده الهى، حضرت ظاهر شوند و جهان را پر از عدل و داد نمايند.

براى تبيين عمر طولانى حضرت راههاى گوناگونى وجود دارد:

1 ـ قدرت نامحدود الهى: خداوند تعالى داراى قدرت مطلق و نامحدود است و بر هر چيز قادر و توانا است «ان الله على كل شىء قدير»([1] [38] ) خدايى كه انسان را از هيچ آفريد، هرگاه اراده كند، مى تواند سالها و قرنها يك انسان را زنده نگه دارد و اراده الهى بر اين تعلق گرفته است كه زمين از حجت خالى نباشد و امام زمان (عليه السلام) تا آماده شدن جهان براى تشكيل حكومت جهانى و برقرارى حكومت جهانى و عدل و داد در جهان، زنده باشند.

2 ـ يافته هاى علمى: در علم طب و فيزيولوژى به اثبات رسيده است كه اگر كسى از جهت تركيبات جسمانى در كمال اعتدال باشد، اعضاى اصلى بدنش مانند: قلب، اعصاب، كليه، كبد، مغز، معده و همه نيرومند و سالم باشند، تمام دستورات بهداشتى را بداند و مراعات كند، خواص و آثار خوردنى ها و نوشيدنى ها را بداند، از مفيد آنها استفاده كند و از زيان بخش آنها خوددارى نمايد، تا ميكروبها و عوامل توليد آنها را بشناسد، از طريق پيشگيرى امراض بالاخص پيرى و مرگ آگاه باشد، از سموم آگاهى كامل داشته باشد و از آنها اجتناب كند، احتياج هاى ضرورى بدن را از جهت غذا او اقسام ويتامين تأمين كند، از پدر و مادر و اجداد مرضى را به ارث نبرده باشد، از اخلاق زشت و اضطراب روح كه سبب فرسودگى اعصاب و مغز و مولّد كثيرى از امراض هستند منزه باشد، تمام اخلاق نيك كه آسايش بخش روح و جسم هستند در او جمع باشدو علاوه به تمام اينها، مدبر تركيب جسمانى او، روحى باشد در حد اعلاى كمال انسان، چنين فرد ممتازى استعداد آن را دارد كه چندين برابر افراد متعارف نوع خود بلكه هزاران سال زندگى كند، امام زمان (عليه السلام) تمام اين شرائط و زمينه هاى را براى طول عمر دارند.

3 ـ معمّرين در طول تاريخ: در طول تاريخ افراد زيادى وجود داشته اند كه عمرهاى طولانى نموده اند مانند حضرت آدم 930 سال، شعيب 912 سال، انوش 960 سال، لوط 732 سال، ادريس 300 سال، نوح بيش از 950 سال، كيومرث 1000 سال، عاد 1200 سال. گر چه ممكن است برخى از اين موارد خالى از مبالغه نباشد ولى عمر حضرت نوح (عليه السلام) نص صريح قران است كه 950 سال مدت نبوت ايشان بود.([2] [39] )

پس اينگونه نيست كه عمر طولانى در تاريخ وجود نداشته و امام زمان (عليه السلام) در اين مورد منحصر به فرد باشند. بنابراين عمر طولانى هم در تاريخ واقع شده است و هم از نظر قدرت الهى و يافته هاى علمى امرى ممكن است.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/04 و ساعت 1:25 |

در زمينه ى همسر و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام) به دو دسته از روايات بر مى خوريم بر اساس اين دو دسته از روايات گروهى معتقدند كه امام زمان (عليه السلام)همسر و فرزندانى در دوره ى غيبت دارند، و بر طبق بخش ديگرى از روايات عده اى معتقد شده اند امام زمان (عليه السلام)زن و فرزند داشتن شان متيقن نيست. آن كسانى كه مى گويند امام زمان (عليه السلام) زن و فرزند دارند به سه دليل تمسك جسته اند:

1 ـ قواعد كلى: يعنى بر طبق احكام اسلام يكى از سنت هاى مهم پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ازدواج است كه امام زمان (عليه السلام) به رعايت سنت هاى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)از همه مردم اولى است.

2 ـ روايات: به عنوان مثال سيد بن طاووس در جمال الاسبوع مى فرمايد: روايتى با سندهاى متصل يافتم كه حضرت ولى عصر (عليه السلام) را اولاد بسيارى است در شهرهاى كرانه ى دريا كه آن ها هركدام والى و حاكم اند ...

3 ـ دعاها: در برخى از دعاها نامى از فرزند امام زمان (عليه السلام) به ميان آمده است مثل يا مولاى يا صاحب الزمان صلوات الله عليك وعلى آل بيتك ... على اهل بيتك ... روى هم رفته اين موارد به زن و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام) دلالت دارند.

مرحوم كفعمى در كتاب مصباح نقل كرده است كه بر طبق روايتى همسر آن حضرت از نسل عبد العزّى پسر عبدالمطلب مى باشد ...  1 ـ لازم به تذكر است كه به روايات مذكور از جهات مختلفى ايرادهايى وارد كرده اند كه در اين باره به كتاب يكصد

پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عليه السلام) صفحه 141 و 142 و 143 مراجعه كنيد.

در مقابل دلايلى هم اقامه شده است كه آن حضرت حداقل هم اكنون فرزندى ندارد از جمله آنها است روايتى كه مسعودى از على بن ابى حمزة ابن السّراج و ابن سعيد مكارى نقل مى كند كه آن دو مى گويند به خدمت امام رضا (عليه السلام)رسيديم على بن ابى حمزه عرض كرد «از پدرانت روايت كرده ايم كه امام از دنيا نمى رود تا فرزندش را ببيند.» حضرت فرمودند: «آيا در اين حديث روايت كرده ايد الاّ القائم» عرض كردند: «بلى»، يا در روايت ديگر دارد: امامى وجود ندارد مگر اين كه فرزندى دارد جز امامى كه حسين (عليه السلام) براى او از قبر بيرون مى آيد او فرزند ندارد و ...

به هر حال اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسى اخبار و احاديث وارده روايت معتبرى كه موجب اطمينان باشد به چشم نمى خورد، يا در عين حال نه زن و فرزند داشتن و نه زن و فرزند نداشتن هيچ كدام با احكام اسلام منافاتى ندارد; چرا كه نكات منفى ترك تأهل به جهت برخوردارى امام (عليه السلام) از نيروى عصمت متوجه امام (عليه السلام)نمى باشد. در مورد خصوصيات خاص و دقيق همسر و تعداد فرزندان مطلبى خاص در روايات به چشم نمى خورد.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/03 و ساعت 1:27 |

يكى از راه هاى توسل به امام زمان (عليه السلام) نوشتن عريضه براى آنحضرت است و طريقه آن چنين است كه: فرد نامه اى خطاب به امام زمان(عليه السلام)مى نويسد و متن اين نامه به صورت هاى مختلف نوشته مى شود يك صورت معروف آن را كه در كتاب هاى ادعيه، زيارات و معارف امام زمان (عليه السلام)وارد شده است در اينجا ذكر مى كنيم.

  عريضه بخدمت حضرت بقية الله الاعظم امام زمان (عليه السلام):

كتبت يا مولاى صلوات الله عليك مستغيثاً وشكوت ما نزّل بى مستجيراً بالله عزّ وجلّ ثمّ بك من امر قد دهمنى واشغل قلبى واطال فكرى، وسلبنى بعض لبى وغيّر خطير نعمة الله عندى اسلمنى عند تخيّل وروده الخليل وتبرّء منى عند ترائى اقباله الىّ الحميم وعجزت عن دفاعه حيلتى وخاننى فى تحمله صبرى وقوّتى فلجات فيه اليك وتوكلّت فى المسئله لله جلّ ثناؤه عليه وعليك فى دفاعه عنّى علماً بمكانك من الله رب العالمين ولىّ التدبير ومالك الامور واثقاً بك فى المسارعه فى الشّفاعة اليه جلّ ثناؤه فى امرى متيقناً لاجابته تبارك وتعالى ايّاك باعطاء سؤلى وانت يا مولاى جدير بتحقيق ظنّى وتصديق املى فيك فى امر ... (محل عرض حاجت).

فيما لا طاقه لى بحمله ولا صبرلى عليه وان كنت مستحقاً له ولاَضعافه بقبيح افعالى وتفريطى فى الواجبات الّتى لله عزّ وجلّ فاغثنى يا مولاى صلوات الله عليك عند اللهف، وقدّم المسئله لله عزّ وجلّ فى امرى قبل حلول التلف وشماتة الاعدآء، فبك بسطت النّعمة علىّ واسئل الله جلّ جلاله لى نصراً عزيزاً وفتحاً قريباً فيه بلوغ الامال وخير المبادى وخواتيم الاعمال والامن من المخاوف كلّها فى كل حال انّه جلّ ثناوه لما يشاء فعّال وهو حسبى ونعم الوكيل فى المبدء والمأل.([1] [41] )

سپس در حرم يكى از ائمه معصومين(عليهم السلام)يا در سر چاه آبى و يا نهرى نام يكى از نواب اربعه «عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان، حسين بن روح، علىّ بن محمد سمرى» را برده و مى گويد:

سلام عليك اشهد انّ وفاتك فى سبيل الله وانّك حىّ عندالله تعالى مرزوق وقدخاطبتك فى حياتك الّتى عندالله عزّ وجلّ وهذه رقعتى وحاجتى الى مولانا (عليه السلام)فسلّهما اليه فانت الثقة الامين.

و پس از نوشتن درخواست خود آن را در چاه آب يا آب جارى نظير رودخانه و جوى آب و يا بركه آب مى اندازيد.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/02 و ساعت 1:28 |

واژه «رجعت» در لغت به معنى بازگشتن است، و اصطلاحاً به معنى بازگشتن و زنده شدن مؤمنان خالص و كافران محض، بعد از ظهور امام زمان(عليه السلام)است.

قرآن كريم به مسأله ى رجعت اشاره كرده و وقايع و رخدادهايى را نسبت به امت هاى پيشين و بنى اسرائيل نقل كرده است، مانند داستان «عزير پيامبر» كه مُرد و بعد از صد سال زنده شد(1) سوره بقره، آيه 259، داستان جمعيتى كه خدا آن ها را ميراند و بعد آن ها را زنده كرد سوره بقره، آيه 243، داستان هفتاد نفرى كه حضرت موسى (عليه السلام)براى رفتن به كوه طور انتخاب نمود و در وادى كوه طور بعد از اين كه صاعقه آن ها را فرا گرفت، مردند و بعد خدا آن ها را زنده نمود سوره بقره، آيه 55 و 56.

داستان كشته ى بنى اسرائيل كه بعد از زدن قسمتى از گاو به آن زنده گشت سوره بقره، آيه 73. زنده كردن مرده ها توسط حضرت عيسى (عليه السلام) سوره مائده، آيه 110. داستان پرنده هايى كه حضرت ابراهيم (عليه السلام) آن ها را كشت، گوشت آن ها را مخلوط نمود و هر قسمتى از آن را بر كوهى نهاد و بعد آن ها را خواند و زنده شدند سوره بقره، آيه 260.

از مجموع اين داستان ها امكان وقوع رجعت اثبات مى شود (گرچه اين موارد از مصاديق اصطلاحى رجعت نيست) روايات در خصوص رجعت، متواتر است به نحوى كه وقوع رجعت را مسلّم مى كند. علاوه بر اين، مسأله ى رجعت مورد اتفاق علماى شيعه و از مسائل ضرورى مذهب شيعه است علامه مجلسى در بحارالانوار، ج 53، حدود 200 روايت صريح پيرامون رجعت، از بيش از 40 نفر از روات ثقه و بزرگ نقل كرده است و فرموده: بيش از 50 كتاب توسط علماى بزرگ پيرامون رجعت نوشته شده است.

رجعت بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام) و در زمان حكومت جهانى ايشان پديد خواهد آمد. در روايات آمده كه مؤمنان خالص و كافران و مشركان محض مشمول رجعت مى شوند، و در زمان حكومت امام زمان (عليه السلام) زنده خواهند شد. همچنين در روايات از افراد به خصوصى نام برده شده است كه زنده خواهند شد، مانند حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، ائمه(عليهم السلام)، حضرت عيسى (عليه السلام)، جمعى از اصحاب پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) چون سلمان، مقداد، جابر بن عبدالله انصارى و ... و اصحاب كهف. در روايات تصريح شده است نخستين امامى كه رجعت مى كند، امام حسين (عليه السلام) است و ايشان مدت طولانى حكومت مى كند، به گونه اى كه از كثرت سن ابروهايش روى ديدگانش مى ريزند بحارالانوار، ج 53، ص 46.

علاوه بر تواتر روايات رجعت، در ادعيه و زيارات هم به رجعت اشاره شده است; از جمله در زيارت جامعه مؤمن بايابكم، مصدّق برجعتكم ... زيارت آل ياسين و انّ رجعتكم حق لا ريب فيها. زيارت وارث انى بكم مؤمن و بايابكم موقن.  زيارت عاشوراان يرزقنى طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم).  و دعاى عهد اللهم ان حال بينى و بينه الموت ... فاخرجنى من قبرى.

براى رجعت دو حكمت و فلسفه ذكر كرده اند:

1 ـ تكميل حلقه ى تكاملى مؤمنان خالص و چشيدن كيفر دنيوى كافران محض.

2 ـ نشانه ى عظمت خدا و مسأله ى رستاخيز براى انسانها تا با مشاهده ى آن به اوج معنوى و ايمان برسند.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/01 و ساعت 1:28 |