تبليغاتX
کانون عاشقان امام مهدی عج

معمولا در كتاب هاى مربوط به امام زمان (عليه السلام) زندگى حضرت را به سه دوره تقسيم مى كنند:

1 ـ كودكى           2 ـ غيبت صغرى               3 ـ غيبت كبرى

غيبت صغرى از سال 260 تا 329 هجرى قمرى ادامه داشته و چون اين دوره كوتاه است، به آن غيبت صغرى گفته مى شود. حضرت در اين دوره چهار نايب خاص داشتند:

1 ـ عثمان بن سعيد عمروى            2 ـ محمد بن عثمان عمروى            3 ـ حسين بن روح نوبختى  4 ـ على بن محمد سمرى

حضرت از طريق اين چهار نايب به سؤالات و نيازهاى مردم پاسخ مى دادند و از طريق آن ها دستوراتى براى افراد صادر مى فرمودند.

غيبت كبرى از سال 329 هجرى قمرى آغاز شده و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت، و به جهت طولانى بودن مدت آن به غيبت كبرى معروف شده است.

حضرت مهدى (عليه السلام) در اين دوره نايب خاصى تعيين نكرده، بلكه فقهاى جامع الشرايط را به عنوان نواب عام خود تعيين نموده اند تا به نيازهاى شرعى، اعتقادى و اجتماعى مردم در چارچوب احكام شرعى پاسخ هاى لازم را تهيه و ارائه نمايند.

در اين زمينه در توقيعى كه از ناحيه ى آن حضرت صادر شده است مى خوانيم: «وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله» احتجاج، ج 2، ص 470، بحارالانوار، ج 53، ص 181. كشف الغمة، ج 2، ص 531. «در رخدادها و پيش آمدهايى كه در آينده روى خواهد داد به راويان احاديث ما رجوع كنيد، زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم». همچنان امام حسن عسكرى (عليه السلام) در ضمن يك حديث طولانى مى فرمايد: «هر كدام از فقها كه نگهدارنده ى نفس خود از انحرافات است و صبر انقلابى دارد و حافظ دين خود و مخالف هوا و هوس خود و مطيع فرمان خدا باشد، بر عوام است كه از وى تقليد كنند.» وسائل الشيعه، ج 18، ص 101.   

علت اين كه به آن ها نايب عام گفته مى شود اين است كه آنان نمى توانند هر روز خدمت امام زمان (عليه السلام) برسند، و حضرت ايشان را به صورت كلى و تحت عنوان فقها، و راويان احاديث ما تعيين كرده اند، بخلاف نواب خاص كه مستقيماً و شخصاً از طرف حضرت تعيين شده بودند.

 

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/21 و ساعت 1:13 |

اگر چه ممكن است حضور شخصى امام زمان (عليه السلام) در بين مردم سبب شود كه مسلمانان از بركات بيش ترى بهره مند شوند، ولى اين گونه نيست كه اگر شخص ايشان غايب بود، هيچ گونه فايده اى براى امت اسلامى و مردم نداشته باشد. در روايات فوآيد گوناگونى براى حضرت در حال غيبت آمده است; از جمله:

1 ـ امام غائب (عليه السلام) واسطه فيض و امان اهل زمين: امام معصوم(عليهم السلام)امان اهل زمين اند، و اگر زمين از اين حجت هاى الهى خالى بماند دنيا و اهلش نابود خواهند شد.

امام سجاد (عليه السلام) فرمود: «ما پيشواى مسلمانان و حجت بر اهل عالم و سادات مؤمنان و رهبر نيكان و صاحب اختيار مسلمانان هستيم; ما امان اهل زمين هستيم چنان كه ستارگان امان اهل آسمانند. به واسطه ى ماست كه آسمان بر زمين فرود نمى آيد، مگر وقتى كه خدا بخواهد; به واسطه ى ما باران رحمت حق نازل و بركات زمين خارج مى شود. اگر ما روى زمين نبوديم اهلش را فرو مى برد.» و آن گاه فرمود: «از روزى ك خدا آدم را آفريده تا حال هيچ گاه زمين از حجتى خالى نبوده است، ولى آن حجت گاهى ظاهر و مشهور و گاهى غايب، و مستور بوده است، تا قيامت نيز از حجت خالى نخواهد شد، و اگر امام نباشد خدا پرستش نمى شود.» سليمان مى گويد عرض كردم: مردم چگونه از وجود امام غايب، منتفع مى شوند؟ فرمود: «همان طور كه از خورشيد پشت ابر بهره مى برند.» ينابيع المودة، ج 2، ص 217.

2 ـ اميد بخشى به مسلمانان: ايمان و اعتقاد به امام غايب (عليه السلام) سبب اميدوارى مسلمانان نسبت به آينده ى پر مهر و صفاى خويش در عصر ظهور امامشان مى گردد. جامعه ى شيعى، طبق اعتقاد خويش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت ايشان را دارد. هر چند او را در ميان خود نمى بيند، اما خود را جداى از او نمى داند. حضرت همواره مراقب حال و وضع شيعيان خويش هستند، و اين باعث مى شود تا شيعان به اميد لطف و عنايت حضرتش براى رسيدن به يك وضع مطلوب جهانى تلاش كرده و در انتظار ايشان بسر ببرند.

3 ـ پاسدارى از آيين اسلام و دين خدا: يكى ديگر از فوآيد امام غايب اين است كه عاشقان و سربازان آن حضرت، به اميد عصر ظهور خود را براى دفاع از دين آماده مى نمايند.

حضرت على (عليه السلام) در اين خصوص مى فرمايد: «به بركت آن امام گروهى از مردم براى دفاع از دين و درهم كوبيدن فتنه ها آماده مى شوند، چنان كه شمشير و تير به دست آهنگر تيز مى گردد; چشم آن ها به واسطه ى قرآن روشن است. تفسير و معانى قرآن در گوششان گفته مى شود و شب و روز از جام حكمت و علوم الهى سيراب مى شوند.» نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 15.

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/20 و ساعت 1:13 |

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

 باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است.

 ايام ماه محرم شهادت سرور وسالار شهيدان امام حسين (ع) بر تمام شيعيان جهان تسليت باد. 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/19 و ساعت 21:13 |

 

با توجه به رواياتى كه در مورد ملاقات با امام زمان (عليه السلام) وارد شده است، نظر علماء بر اين است كه در دوره غيبت كبرى ملاقات با امام زمان (عليه السلام)ممكن است. و حكايت هاى زيادى كه در زمينه ديدار با امام زمان (عليه السلام) در كتاب ها نقل شده است، مؤيد امكان ملاقات با حضرت است.

ديدار و رو يا رويى با حضرت به سه صورت ممكن است پيش آيد:

1 ـ ديدار حضرت با عنوان غير واقعى ايشان، به طورى كه كاملا براى ديدار كننده، نا شناس باشند.

2 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، بدون اينكه اين امر را ملاقات كننده متوجه شود ـ مگر پس از پايان ديدار ـ متوجه باشد.

3 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، و به صورت اختيارى در حالى كه ديدار كننده نيز در اثناى ملاقات متوجه اين امر باشد، اين گونه ديدار بسيار كم نقل شده است مانند ملاقات سيد بن طاووس و علامه بحرالعلوم.

آرى هر شيعه پاك سرشتى مى تواند آن حضرت را ملاقات كند ولى بايد توفيق رفيقش شود، از گناهان و موارد شبهه دار و مشكوك پرهيز كرده و درون خويش را از آلودگى هاى روحى پاك كند، و از طرفى به ايمان و يقين و صفات پسنديده، انجام واجبات و مستحبات نظير استمرار بر نماز شب، زيارت عاشورا، زيارت جامعه، دعاى عهد، دعاى فرج، دعاى ندبه، زيارت آل يس و ... و ذكر حق تعالى جان خود را آراسته كرده و در رفع نيازمنديهاى مردم و اصلاح جامعه كوشا باشد، تا نور ولايت در دل او بتابد و توفيق ديدار حضرت نصيبش گردد.

مشتاق ديدار امام زمان (عليه السلام) علاوه بر اينكه در خود زمينه ملاقات با حضرت را ايجاد مى كند، بايد به نكاتى چند توجه داشته باشد:

الف ـ ديدار حضرت يك اصل اساسى و ضرورى نيست; يعنى اين گونه نيست كه اگر شخصى توفيق ديدار حضرت را پيدا نكرد، مورد عنايت آن حضرت نيست يا از پيروان صادق و شيعيان راستين آن حضرت محسوب نمى شود، زيرا حتى در زمان حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) وائمه (عليه السلام) هم شيعيان راستينى بودند كه حتى براى يك بار توفيق ديدار نيافتند. آنچه در دوران غيبت اصل اساسى براى يك شيعه است، انتظار صادقانه، ايجاد زمينه براى ظهور حضرت و عمل به تكاليف دينى است.

در روايت است كه: «هر كس با انتظار قائم (عليه السلام) از دنيا رود، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان (عليه السلام) و در خدمت او باشد». (بحارالانوار، ج 52، ص 125)

ب ـ دل خود را با نور محبت و ولايت ايشان آشنا سازد و براى اطاعت از خداوند به شدت تلاش كند و در راه تحقق اين هدف گام بردارد.

ج ـ انگيزه هاى مادى و دنيا گرايانه را ترك كند.

د ـ از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روح و جسم او دارد پرهيز كند.

هـ ـ از عزلت و كناره گيرى و بى توجهى به مسئوليت هاى اجتماعى دورى گزيند.

و ـ از تماس گرفتن با افرادى كه در لباس هاى گوناگون، اين ابزار مقدّس را دستمايه اهداف دنيايى خويش قرار مى دهند دورى گزيند.

ز ـ از تأخير فيض ديدار به خاطر مصلحت هايى خاص و الهى نااميد نگردد.

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/19 و ساعت 1:14 |

محل زندگى آن حضرت تعيين نشده است، و شايد مسكن معينى نداشته باشد و به طور ناشناس در بين مردم زندگى كند، شايد هم نقاط دور افتاده اى را براى زندگى انتخاب كرده باشد. در احاديث وارد شده است كه در موسم حج حاضر مى شود و اعمال حج را به جا مى آورد، او مردم را مى شناسد اما مردم او را نمى شناسند.( [1][1]- بحارالانوار، ج 52، ص 152، به نقل از دادگستر جهان.) اما در مورد «جزيره ى خضرا» مطالب زيادى نقل شده است و در بين علماى بزرگ و صاحب نظر در اين مسأله اختلافاتى وجود دارد. نتيجه ى جمع بندى ها اين مى شود كه اين مسأله مورد اتفاق همه نيست، زيرا طبق حكايت جزيره ى خضرا ـ كه از فردى به نام على بن فاضل مازندرانى نقل شده است ـ امام زمان (عليه السلام)اولادى دارند كه در جزاير درياى سفيد (بحر الابيض) زندگى مى كنند و با سيد شمس الدين كه خود را از فرزندان امام (عليه السلام)معرفى مى كند ديدار مى نمايد و ...

اصل اين حكايت در بحارالانوار، ج 52، ص 159 تا 174 آمده است.

در هر حال دسته اى از علما آن حكايت را صحيح و معتبر دانسته، و عده اى ديگر آن را مجعول و خالى از حقيقت مى دانند و هر دسته براى ادعاى خود دلايلى ذكر مى كنند; عمده ى دلايل مخالفين آن است كه اولا: اين حكايت سند صحيحى ندارد لذا نمى توان آن را پذيرفت.

ثانياً: در متن حكايت تناقضاتى به چشم مى خورد از جمله اين كه فردى به نام سيد شمس الدين خود را نايب خاص امام زمان (عليه السلام) معرفى مى كند و مى گويد: من آن حضرت را اصلا نديده ام، بعد در جاى ديگر خود سيد شمس الدين مى گويد: من هر روز صبح جمعه براى زيارت امام زمان (عليه السلام) به آن كوه مى روم ...

ثالثاً: در حكايت مزبور ادعا مى شود كه در قرآن تحريفاتى واقع شده است، كه اين حرف با اصول اعتقادى اغلب مسلمانان بويژه شيعيان همخوانى ندارد.

رابعاً: در لابه لاى مباحث اين حكايت احكامى ذكر شده است كه با اعتقادات و احكام فقهى فقهاى شيعه مخالفت دارد. به عنوان مثال: در طى اين حكايت خمس مباح دانسته شده است يعنى پرداخت خمس براى شيعيان لازم نيست، در حالى كه كسى اين مطلب را بيان نمى كند و ...

از طرف ديگر كسانى هم خواسته اند جزيره ى خضرا را همان مثلث برمودا معرفى كنند كه اين موضوع با حوادثى كه بعدها رخ داده تكذيب شده است.

در اين باره كتاب هاى مفيدى تنظيم و منتشر شده است كه به نقد و بررسى اين مسأله پرداخته اند. به عنوان مثال مى توان به كتاب «جزيره ى خضرا، افسانه يا حقيقت» نوشته ى سيد جعفر مرتضى عاملى، ترجمه ى ابوالفضل طريقه دار، و يا به كتاب «جزيره خضراء» تأليف علي اكبر مهديپور مراجعه نمود.

 

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/18 و ساعت 1:15 |

بعد از آنكه مصلحت الهى اقتضاء كرد امام زمان (عليه السلام) از پرده غيبت بيرون مى آيند، دشمنان و ستمگران در مقابل آنحضرت به صف آرايى مى پردازند و جنگهاى سختى پيش مى آيد كه به لطف خداوند و همّت پيروان صديق و وفادارشان آن حضرت در همه وقايع عليرغم تحمّل رنجهاى فراوان به پيروزى نائل مى شوند و حكومت عدل الهى را تأسيس مى نمايند كه در توصيف آن، ام السلمه از پيامير اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل مى كند: كه در سايه حكومت حضرت مهدى (عليه السلام) چنان عدالتى در جامعه مستقر مى شود كه زنده ها آرزو مى كنند اى كاش مرده ها زنده مى بودند و از آن عدالت بهره مند مى گشتند.

و در مورد ديگر ضمن اشاره به اين حقيقت كه حضرت مهدى (عليه السلام) بر دلهاى مردم حكومت خواهند كرد مى فرمايند: شما را به مهدى، مردى از قريش بشارت مى دهم كه ساكنان آسمان و زمين از حكومت و فرمانروايى او خشنودند ...

در دوره حكومت آن حضرت زمين بركات خود را به روى مردم مى گشايد، امنيت بر همه جوامع حاكميت پيدا مى كند، تعليم و تربيت و علم و دانش پيشرفت فوق العاده اى پيدا مى كند، در روابط اجتماعى صفا و صميميّت رواج مى يابد و ...

حضرت كوفه را پايتخت حكومت خود بر مى گزينند و حتى امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند: مسجد سهله خانه امام (عليه السلام) خواهد بود يعنى حضرت با خانواده اش در آنجا سكونت خواهند داشت.

در زمينه مدّت حكومت آن حضرت اقوال متفاوتى در روايات وارد شده است; در برخى از روايات مدت حكومت امام زمان(عليه السلام)هفت سال، در برخى ديگر هشت سال و در بعضى ده و بيست و يا حتى هزار سال ذكر شده است كه جمع نمودن بين اين روايات گفته اند سالهاى آن زمان با سالهاى رايج در زمان ما فرق خواهد داشت، چنانكه در بعضى از روايات آمده است كه حكومت حضرت هفت سال است و هر سال آن به مقدار ده سال از سالهاى شماست.

علامه مجلسى در بحارالانوار درباره اختلاف اين روايات مى نويسند: برخى روايات بر تمام مدت حكومت دلالت دارد، برخى بر مدت ثبات و استقرار حكومت، بعضى بر طبق سالها و روزهايى است كه ما با آن آشنائيم و بعضى احاديث ديگر بر طبق سالها و ماه هاى روزگار حضرت است كه طولانى خواهد بود و ...

بااين همه آنچه مسلم است دوره حكومت آنحضرت كوتاه نخواهد بود زيرا با توجه به زحمات فراوانى كه انبياء و ائمه(عليها السلام)در طول تاريخ كشيده اند بعيد است نتيجه اش ايجاد يك حكومت 7 يا 8 ساله باشد، آنهم با اين همه روايات و توصيفاتى كه درباره آن حكومت جهانى از آدم تا خاتم نقل شده است; بهرحال مدّت اين حكومت به اندازه اى خواهد بود كه طعم عدالت به ذائقه بشريت چشانده مى شود و آنان بعد از تحمل قرن ها بى عدالتى و ستم، به يك جامعه جهانى عادلانه دست مى يابند كه مسائلى همچون اقتصاد، بهداشت، امنيت، دانش و صنعت، كشاورزى و ... در حدّ بسيار بالايى از سلامت و رشد و ترقى برخوردار خواهد بود.  

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/17 و ساعت 1:16 |

در همه حركتهاى بزرگ اجتماعى جهت دستيابى به پيروزى، وجود عواملى ضرروى است كه از مهم ترين عوامل در پيروزى نهضت ها وجود حاميان دلسوز، مخلص و شجاع است; بر اين اساس اگر تمامى حركتهاى مهم اجتماعى مورد بررسى قرار گيرد به خوبى روشن مى شود كه در هر يك از آنها كه ياران و حاميان وفادارى وجود داشته است، ميزان موفقيت بيشتر بوده است.

از آنجا كه قيام حضرت مهدى (عليه السلام) نيز در راستاى تكميل نهضت هاى انبياء و اولياء الهى است و در سطح وسيعى واقع خواهد شد لذا وجود ياران آگاه و با استقامت، نقش بسيار مهمى در پيشرفت اين حركت بزرگ جهانى دارد مخصوصاً با توجه به اين واقعيت كه سنت الهى آن است كه اين جريان مهم تاريخ بشريت بطور عادى در چهار چوب اصول و قوانين اجتماعى واقع گردد و البته اين به آن معنى نيست كه امدادهاى الهى وجود نخواهد چرا كه «ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم»([1] [10] ) هميشه جريان داشته و خواهد داشت و مقدار آن بستگى به ميزان اخلاص و تقواى افراد و رهبران حركتها و نوع جهت گيرى آنها دارد.

در مجموعه روايات براى ياران حضرت، مشخصات و ويژگيهايى ذكر شده است كه از جمله آنها روايتى است از امام صادق (عليه السلام)كه فرمودند: «آنها مردانى هستند كه دلهايشان همانند قطعه هاى آهن است، هرگز دچار شك و ترديد نمى شوند، در حق خدا از سنگ سخت تر هستند، اگر به كوهها حمله ببرند از جاى بر مى كنند، با پرچمهاى خويش به هر شهرى روى آورند تحت سيطره خود در آورند. بر فراز اسبها چون عقاب چابك و چالاكند. براى تيمّن و تبرّك، زين اسب امام (عليه السلام) را مسح مى كنند و پروانه وار، دور شمع وجودش مى گردند و خود را سپر جان امام قرار مى دهند، شبها را به شب زنده دارى سپرى مى كنند و در سراسر شب نغمه هاى نماز و ذكر و عبادتشان چون صداى زنبور به گوش مى رسد. آنها زاهدان شب و شيران روزند، و در برابر امام عزيزشان كاملا مطيع و تسليم هستند».([2] [11] )

در اغلب كتابهاى مربوط به معارف امام زمان (عليه السلام) تعداد ياران مخصوص آن حضرت را سيصد و سيزده نفر معرفى مى كنند كه آنها از سراسر عالم در يك شب خود را به طرق مختلف به مكه مى رسانند اين عده اولين افرادى خواهند بود كه با امام زمان (عليه السلام) بيعت مى كنند و عهده دار فرماندهى لشكر و يا پرچمدار آن حضرت هستند البته بلافاصله پس از اعلام ظهور، دسته دسته مردم به آن حضرت مى پيوندند و انشاءالله جمله «اللهم اجعلنى من انصاره واعوانه والذّابين عنه والمسارعين اليه و ...»([3] [12] ) مصداق پيدا مى كند. در همان روزهاى اول تعداد ياران حضرت به ده هزار نفر مى رسد و تا تعداد ياران حضرت به ده هزار نفر نرسند عملا قيام نمى كنند و حركت انقلابى اين رهبر بزرگ پس از آن است كه كم كم خود مكه و سپس مدينه و ... را فتح مى كنند و زمينه را براى تشكيل حكومت جهانى فراهم مى نمايند.

نكته ديگر در مورد ياران حضرت آن است كه بر طبق روايتى كه از امام باقر (عليه السلام) نقل شده است حدود پنجاه نفر از ياران آن حضرت زن هستند كه كارهاى مناسب با ويژگيهاى خودشان را انجام مى دهند.([4] [13] )

در مورد تركيب سربازان، حضرت امير مؤمنان (عليه السلام) مى فرمايند: اصحاب مهدى (عليه السلام) جوانند و پير در آنها بسيار كم است همچون سرمه در چشم و نمك درغذا و ...([5] [14] ) در مورد وطن ياران حضرت نيز تعابير مختلف وارد شده است، در برخى از روايات آمده است كه جمعى از مردم از طرف مشرق خروج كنند و مقدمات حكومت مهدى (عليه السلام) را فراهم سازند.

على (عليه السلام) مى فرمايند: آفرين بر طالقان كه خداوند در آن گنجهايى نهاده كه از طلا و نقره نيست بلكه مردان مؤمنى هستند كه بطور شايسته خدا را شناخته اند و در آخر الزمان ياوران حضرت مهدى (عليه السلام) خواهند بود ...([6] [15] )  

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/16 و ساعت 1:17 |

محبت و عشق به لفظ و صِرف ادعا نيست، بلكه در عمل نمايان مى شود. قرآن كريم در مورد محبت الهى مى فرمايد: (ان كنتم تحبون الله فاتّبعونى يحببكم الله) آل عمران، آيه 31. «اگر خدا را دوست داريد از من (پيامبر) پيروى كنيد، تا خدا هم شما را دوست داشته باشد.» پس نشانه ى عشق و محبت به خدا پيروى از رسولش است.

كسى مى تواند بگويد من عاشق و دوستدار مهدى(عليه السلام) هستم كه از حضرتش و نائبان ايشان (فقهاى جامع الشرائط) پيروى كند. عاشق براى ديدار معشوق ولقاى او لحظه شمارى مى كند و از خود بى خود است و هر آنچه را معشوق مى پسندد انجام مى دهد و از آن كوتاهى نمى كند. بر اين اساس يكى از نشانه هاى عشق به مهدى(عليه السلام) انتظار فرج ايشان است. هر چه انتظار بيش تر باشد نشانه ى محبت و عشق بيش تر به حضرت است.

امام زمان(عليه السلام) حافظ و نگهبان دين جدّشان، حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) هستند و با ظهورشان مى خواهند اسلام واقعى را به طور كامل پياده كنند. بنابراين از نشانه هاى ديگر عاشق مهدى(عليه السلام)، سعى و تلاش در عمل به دستورات اسلام و فرامين الهى است.

در روايتى كه از امام صادق(عليه السلام) در مورد ياران حضرت مهدى(عليه السلام) نقل شده است، مى خوانيم: «من سرّ ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق» بحار الانوار، ج 52، ص 140، ح 50. «هر كس دوست دارد از ياران حضرت مهدى(عليه السلام) باشد، بايد در انتظار باشد و با تقوا و ورع عمل كند و به اخلاق نيكو رفتار نمايد.»

كسى كه چنين محبت و عشقى در او پديد آمد، آن قدر به حضرت مهدى(عليه السلام) نزديك مى شود كه اگر قبل از ظهور حضرت بميرد، همانند كسى است كه در خيمه ى امام زمان(عليه السلام) و همراه ايشان بوده و در ركاب ايشان شهيد شده است.

از امام صادق(عليه السلام) نقل شده «من مات منكم وهومنتظر لهذا الامر كمن هو مع القائم في فسطاطه، قال: ثم مكث هنيئة ثم قال: لا بل كمن قارع معه بسيفه، ثم قال: لا والله الا كمن استشهد مع رسول الله» بحار الانوار، ج 52، ص 126، ح 18. «هر كس بميرد در حالى كه منتظر قيام امام زمان(عليه السلام) باشد مانند كسى است كه با حضرت در خيمه ى ايشان باشد.» سپس امام صادق(عليه السلام) مدتى مكث نمود و فرمود: «نه بلكه مانند كسى است كه با امام زمان(عليه السلام)شمشير بزند.» سپس فرمود: «نه، قسم به خدا مانند كسى است كه با رسول خدا شهيد شده باشد.»

+ نوشته شده توسط میر حميد بختیاری در 86/10/15 و ساعت 1:18 |