بوي محرم که به مشام ميرسد، عالم رنگي ديگر ميگيرد. قلبها تندتر از هر زمان و محزونتر از هميشه ميتپد و ميل به سوگ نشستن مثل خون دررگها ميدود و آن وقت، درچشم بر هم زدني پرچمهاي سياه در گوشه گوشه شهر و ديار ما به اهتزاز در ميآيد و همه جا رنگ ماتم به خود ميگيرد.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني http:// /shiashenasi.parsiblog.com آمده است: عشق به حسين دليل نميخواهد، انگار خاک و گل ما را با محبت او سرشته اند.
هنگامي که به خيل سياه پوشان عزاداري که زير خيمه حسين (ع)،به سينه زني، نوحه خواني و.. مشغولند نگاه مي کني همه را حاضرمي بيني، پير ، جوان، زن، مرد، دانشجو، کارگر، همه و همه بي آن که رنگ و ريايي در کار باشد سردر پي عاشورا نهاده اند و يا سينه زنان در پي عزاداران روانند تا شبي و يا نيمروزي خود را شريک غم زينب(س) و عزادار شهيدان کنند.
به يکباره همه رنگها و تعلقها از بين مي رود، همه مرامها و مسلکها رنگ مي بازد و جاي آن همه را نشستن درسوگ سالار کربلا ميگيرد. حتي به قدر نوشاندن جرعه اي شربت به رهگذاران و يا عرضه خرده ناني به فقرا. گاه در عجب مي مانم که چه شوري در دلهاي اين مردم است که محرم آنان را از خود بي خود مي سازد.
خون عاشورايي بي هيچ تعارف در رگهاي مردم اين ديار جاريست که با دميدن خورشيد اولين روز محرم دلهاشان به سوگ مي نشيند تا در ظهرعاشورا ولولهاي عجيب به پا کنند.
اين شور و ولوله پرده بسياري از پندارها را مي درد و عبث بودن بسياري از انديشه ها را مي نماياند.
گويي اينان در محرم و عاشورا آب زلالي مي يابند که تشنگي درونشان را فرو مي نشاند.
سياهي روز و روزگارشان را مي زدايد و مانند سپري آنان را ازابتلائات زمانه و دنياي هراس انگيز پس ازمرگ درامان مي دارد.
اينان خود را در پناه حسين (ع) در امان از هر بلا و ابتلاء مي يابند.
عاشورا، از حسين و يارانش نمونه اي پرورده که تا ابد مي توان بازو در بازوي آن از جاي برخاست.
عاشورا، شوري مي آفريند که راه صد ساله را يک شبه ميتوان پيمود. نيروي نهفته عشق به حسين (ع)، از چنان عظمتي برخوردار است که به مدد آن مي توان دريا دريا مردم را به زير خيمه اهل بيت (ع) کشيد.
عاشورا خود حامل فرهنگ سترگي است که جاري شدن در آن مي تواند همه صحنه هاي حيات را مبدل به عاشوراي حسيني و يارانش نمايد.

